تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ »
به عمل نضر بن حارث قريشى اشاره دارد . نضر بن حارث پسر خالهء پيغمبر بود . او بازرگانى بود كه با ايرانيان ارتباط داشت . هرگاه به حيره مىرفت داستانهاى پهلوانان ايران را مىخريد و با خود به مكه مىآورد و آنها را براى مردم قبيله‌اش نقل مىكرد . خداوند اين داستانها را سخنانى بيهوده و براى گمراهى مردم مىخواند . همچنين بنا به روايت ابن هشام ، نضر بن حارث براى تشويق مردم به شنيدن داستانهاى ايرانى خود ، و ترغيب آنان به دورى از قصص قرآن ، كلمات الهى قرآن را كه از زبان پيغمبر او بيان مىشد اساطير مىخواند و مىگفت : « و اللّه ما محمّد باحسن حديث منّى و ما حديثه الا اساطير الاوّلين » از اين‌رو آيهء 15 از سورهء القلم كه مىگويد
« إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا قالَ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ »
ناظر بر اين گفتهء نضر بن حارث است . ( حكمت ، 10 - 11 ) از حدود يك‌صد و پنجاه سال پيش نظريه‌ها و بحثهاى تازه‌اى دربارهء اساطير مطرح شده است . دانشمندان نحله‌هاى گوناگون مردمشناسى بر پايهء بينشهاى ويژهء مكتبى خود اسطوره را به صورتهاى متفاوت از هم تعريف و توجيه و تحليل كرده‌اند . هيچ يك از اين تعريفها و نظريه‌ها به تنهائى نمىتواند كامل و درست و دقيق باشد . و ليكن آنچه كه بايد گفت اين است كه مردمشناسان از هر نحله و مكتبى كه باشند اسطوره و متنهاى اسطوره‌اى را ، به قول دوندز ، همچون « سنگواره‌هاى ادبى » بررسى و مطالعه نمىكنند ، بلكه آنها را بيشتر بمثابه الفاظى دقيق ، روشن و پويا از درك و دريافت بشر از جايگاه ما در برابر كائنات ، خدايان و انسانهاى همنوع ما مىانگارند و بررسى و تحليل مىكنند .
) 182 , sednuD (
اينك براى روشن شدن بيشتر موضوع نمونه‌اى چند از چكيدهء نظرها و برداشتهاى مردمشناختى چند تن از انديشمندان بزرگ صاحب مكتب را دربارهء اساطير در اينجا نقل مىكنيم . ماكس مولر ( 1823 - 1900 ) ، بنيانگذار مكتب « دين‌شناسى تطبيقى » ، اساطير را فراورد دورهء « بيمارى زبان » مىدانست و مىگفت در اين دوره كه زبان فرايند آشفتگى و هرج و مرج را مىگذراند ، اسطوره‌ها ، با دگرگونى در معانى و مفاهيم اصلى و واقعى شخصيتها و واقعه‌ها و خلط در آنها ، پديد آمده‌اند . ماكس مولر و پيروان نظريهء او شيوهء درست شناخت اسطوره‌ها ، و دريافت درست معناى آنها را از راه تحليل و بررسى زبان اسطوره‌ها مىپنداشتند . آنها ميان زبان و اسطوره يك وحدت واقعى و ريشهء مشترك قائل
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 366 | جمعى از نويسندگان