ما امروز با عنايت به كتب اصول حديث و منابعى كه به دست ما رسيده است ، مىتوانيم حقيقت اين سخن را كه طبرى معلومات تاريخى خود را از كتبى به دست آورده است كه در پارهاى از آنها اجازهء روايت داشته و در پارهء ديگر چنين اجازهاى نداشته است ، دريابيم .
سلسله اسنادى كه طبرى در نقل آنها ، اجازهء روايت داشته ، با عبارات : « حدّثنا » ، « أخبرنا » ، يا « كتب » ، شروع مىشود . ولى در كتبى كه طبرى اجازهء نقل روايت از آنها نداشته است ، با عبارات زير آغاز مىشود : « قال » ، « ذكر » ، « روى » ، و « حدّثت » 18 .
روشى كه طبرى در تدوين تاريخ برمىگزيند ، روش محدّثين است . و آن چنين است كه حوادث تاريخى از طرق موجود روايت مىشود و سند را ذكر كرده تا به صاحب اصلى مىرساند . وى در اكثر مواضع ، اظهار رأى و نظر نمىكند . اين روشى است كه طبرى در بيشتر كتاب پيموده است . او از كتابهايى نقل مىكند و گاه به نام كتاب نيز تصريح مىكند و يا از مؤلفين بدون نام كتاب ، نقل قول مىكند . طبرى چون بر طريقهء اصحاب حديث ، تكيه بر سند دارد ، حوادث تاريخى را با ذكر سند شروع مىكند ، و چون در مكتب تاريخنگارى او ، روايت ، مورد عنايت است و روايت ، نيز نيازمند به ذكر كتب نيست ، نام راوى جاى كتاب را مىگيرد .
او در تاريخ خود حتى قصد تكميل تفسير هم دارد . اساس صحت روايت در نظر طبرى اعتماد به روات از حيث عدالت ، ضبط ، و صحت سند است . و اين همان شيوهاى است كه طبرى در كتاب خود آن را با امانت و دقت رعايت كرده است . او حتى در روش خود با انبوهى از روايات كه گاه با عقل هم سازگار نيست ، مواجه مىشود ، ولى هيچگاه دست به نقد پارهاى از مضامين آنها نمىزند . زيرا براى او ، صرف صحيح بودن سند ، كفايت مىكند ، گرچه با عقل و منطق سازگار نباشد . بيشتر اين اخبار به انبياء مربوط است و جزء اخبار دينى است و از غيبيّات سخن مىراند و عقل را در آن راهى نيست . وى براى بيان اين قضيه در مقدمهء تاريخش مىآورد 19 :
« . . . و ليعلم الناظر في كتابنا هذا أنّ اعتمادي في كلّ ما أحضرت ذكره فيه مما شرطت أني راسمه فيه ؛ إنّما هو على ما رويت من الأخبار التي أنا ذاكرها فيه ، و الآثار التي أنا مسندها إلى رواتها فيه ، دون ما ادرك بحجج العقول ، و أستنبط بفكر
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 347
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٣٤٧