منابع طبرى ، بيشتر از عراق است ، زيرا او بيشتر در عراق مىزيست . بايد افزود كه بغداد به سبب حادثهآفرينى ، نقش مهمّى را در جهان اسلام بازى كرد ، چه در عصر اموى كانون معارضه و مبارزه بود . سه تن از اخباريانى كه طبرى از آنها بهره جسته است ، اينها هستند :
1 . ابو مخنف ( متوفاى 157 ق ) ، او كوفي و شيعى است . گرچه اخبار مربوط به حجاز منقول از ابو مخنف ، در نزد طبرى اندك است و تنها به قضيهء شورا و انقلاب مدينه اكتفا مىشود ، ولى در همين اندك ، سخن گزنده و بىپرواى ابو مخنف دربارهء امويها ، پديدار است .
2 . اخبارى ديگرى كه طبرى از او اقتباس كرده ، يعنى عوانة بن حكم ( متوفاى 147 ق ) ، چون همپيمان كلبيهاست و يزيد هم از بنى كلب است ، جانب حال امويها را مرعى داشته است .
3 . اخبارى عراقى سوم كه طبرى از او نقل تاريخ مىكند ، سيف بن عمر ( متوفاى 200 ق ) است كه طبرى بيشتر اخبار مربوط به انقلاب عليه عثمان را از او برمىگيرد . او از آنجا كه به قبيلهء تميم منسوب است و بيشتر سران نخستين خوارج از اين قبيله بودهاند ، نسبت به شيعه بىعلاقه است ، ولى چون به عقيدهء قرشى بودن خلافت پايبند است ( موضع و نظر معاويه كه در 33 ق در مقابل عدهاى از كوفيان كه بر او وارد شده بودند ، ارائه شد ) و نيز مراعات موضع سلطهء حاكم را مدّ نظر دارد ، تقريبا جزء اخبارىهاى موالى بنى اميه محسوب مىشود 10 .
طبرى آنچه را كه از ابو مخنف ، عمر بن شبّه ، سيف بن عمر و ابن طيفور و جز آنها نقل مىكند ، پس از گردآورى ، دستهبندى مىكند و گاهى هم به انتخاب دست مىزند .
تاريخ طبرى گرچه در اصل به اخبار تاريخى مربوط است ، ولى خوانندهء آن با ثروت انبوهى از ادب مواجه مىشود . او روايات گوناگون را در زبانى استوار و بليغ و در متنى در نهايت استحكام گرد آورده است . وى در نگارش تاريخ عمومى خود از ابتداى خلقت تا پايان زندگىاش ، از نوشتههاى محمد بن اسحاق ، عالم سيره و مغازى ، بهره برد . و نيز به عبرىها ، همانند وهب بن منبّه ، اعتماد كرد .
از سيرهء ابان عثمان و عاصم بن عمر بن قتاده و ابن شهاب زهرى و غير آن ، سود
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 343
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٣٤٣