تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
- بويژه آنها كه در منابع ديگر هم تكرار شده است - از اين دست باشند و كمتر بتوان پنداشت كه فى الواقع رونويسى يا اخذ و اقتباسى صورت گرفته است . امّا مشتركات در زمينهء شواهد شعرى - چه آنها كه جنبهء صرف و نحو و لغت و اشتقاق دارند ، چه آنها كه گوياى نكته‌اى بلاغىاند - به حدّى است كه نمىتوان ادّعا كرد كه ابو الفتوح عنايت خاصّى از اين جهت به طبرى نداشته است . بسيارى از شواهد مشترك هست كه با جست‌وجوى فراوانى كه به عمل آورده‌ايم تقريبا در كمتر كتابى - حتّى كتاب لغتهاى مفصّل و پرشاهدى مثل لسان العرب - بدان برخورده‌ايم . همين امر و پاره‌اى مشابهتها در كيفيت ضبط شعر - حتّى در حدّ جابه‌جا شدن مصرعها - و نيز كثرت شواهد مشترك به ما حكم مىكند كه ادّعا كنيم يكى از عمده‌ترين تكيه‌گاههاى تفسير ابو الفتوح بويژه در قلمرو شواهد شعرى البيان فى تفسير القرآن محمّد بن جرير بوده است . هم‌اكنون ما بيش از 4 / 3 از شواهد شعرى تفسير ابو الفتوح را كه بالغ بر هزاران بيت مىشود در فايلهاى جداگانه‌اى استخراج كرده و منابع و مآخذ آن را گرد آورده‌ايم و از آن ميان سهم مشتركات شواهد ابو الفتوح به نظر مىآيد كه با تفسير طبرى حتّى از لسان العرب هم بيشتر است . همين‌جا بد نيست به استفادهء شايان ديگرى كه ما به هنگام تصحيح تفسير ابو الفتوح از رهگذر اين مشابهتها كرديم ، اشاره كنم و بگذرم كه مجال سخن بسى تنگ مىنمايد . آنها كه به كار تصحيح نسخه‌هاى كهن فارسى و يا عربى جدّى مىنگرند و در عمل خود بدان دست مىيازند نيك مىدانند كه به علل گوناگون و از آن جمله ، به دليل ماهيّت خطّ فارسى و عربى از جهت شيوهء نگارش و نقطه‌ها و دندانه‌ها و اتّصال و انفصال حروف ، دشواريهايى جدّى در قراءت نسخه‌ها رخ مىنمايد و مصحّح را به وادى سرگردانى و بلاتكليفى مىكشاند . گاهى آدمى درمىماند كه از ميان ضبطهاى مختلف كه تقريبا همگى آنها هم بارى خالى از معنايى نيستند كدام را برگزيند ؛ اين‌جاست كه مقايسهء متن فارسى با يك متن عربى مشابه برخى ازين مشكلات و سرگردانيها را از پيش برمىدارد . در همين مورد ما نحن فيه علاوه بر اين‌كه ضبط درست برخى اسامى مانند ابن محيصن ( كه در اغلب نسخه‌ها و چاپهاى ابو الفتوح ابن محيص ضبط شده بود ) و محمّد بن السّميقع ( كه در برخى نسخه‌ها و چاپها به صورت محمّد بن السّميفع بود ) و يا