تدارك تصحيحى جديد از آن پرداختيم ، تا امروز بارها وجود اين دو تفسير عزيز در اين دو مقطع تاريخى خاص ، آغاز و انجام قرون طلايى تمدن اسلامى را برايم به نظر آورده است .
از روزى هم كه دستنويسهاى چندگانهء نخستين جلد از مجلّدات بيستگانهء تفسير رازى يعنى جلد شانزدهم آن را روى ميز اتاق كارمان در دانشكدهء ادبيات و علوم انسانى مشهد به منظور مقايسه پهن كرديم تا امروز كه قريب سيزده جلد آن مقابله شده است ، همواره تفسير جامع البيان طبرى دوشادوش تبيان شيخ طوسى و گاهى بيشتر از آن گرهگشاى مشكلات نسخههاى ناخوانا و بدخط و بعيد العهدى بوده است كه از گوشه و كنار كتابخانههاى جهان گرد آوردهايم و تقريبا هيچ كدام از آنها در سه چاپ قبلى تفسير ابو الفتوح مورد استفادهء مصحّحان فاضل قرار نگرفته بوده است .
ابتدا ميزان تأثير تفسير طبرى در ابو الفتوح براى من روشن نبود ؛ پژوهشهاى پيشينيان هم - تا آنجا كه اطّلاع داريم - يا بكلّى به اين سمت معطوف نشده بود و يا كاملا از روى بىحوصلگى مثلا اظهارنظر كرده بودند : « در اينكه ترجمهء تفسير طبرى در زمان حيات شيخ شهرت كامل داشته و در دسترس طالبان آن بوده ترديدى نيست . نسخهء عربى تفسير هم كه از آثار نفيس و ذىقيمت قرن مزبور [ چهارم ] است نظر به اعتبار و اهميّتى كه از لحاظ روايت و درايت دارد و بخصوص از جهت روايت مورد استناد علماى فرق مختلفه مىباشد و در همهء زمانها مورد مراجعه و استناد قرار مىگرفت ، در زمان حيات شيخ در دسترس عموم علاقهمندان قرار داشت و بعيد نيست كه يكى از مآخذ شيخ ابو الفتوح رازى بوده باشد . شيخ در اثناء تفسير در پنج مورد به مناسبت از اين عالم بزرگ اسلامى نام مىبرد » 1 ، و حال آنكه اينك بر ما مسلّم شده است كه ابو الفتوح اصل تفسير طبرى را پيش رو داشته و از آن بسيار سود برده است ، و علاوه بر استفادههاى موضعى و غير مستقيم ، افزون از پنجاه بار به تصريح به نام وى اشاره كرده است .
در اينكه پيشينيان ما ، بويژه پيشگامان دانشها و معارف اسلامى براى تدوين و تأليف آثار بزرگ و پرحجم از متد و روش شناختهاى سود مىبردهاند ، تقريبا ترديدى نيست ؛ آنچه ناروشن است كيفيت و شيوهء كار است كه آن هم عمدة به اين مسأله مربوط مىشود كه قدما متدولوژى مضبوط و مدوّنى از خود به يادگار نگذاشتهاند و در خلال كار
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 322
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٣٢٢