تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
يادداشتهايى كه بتواند ما را درين وادى به سرمنزلى برساند فراهم نياورده‌ايم ؛ همين‌قدر مىتوانم با اطمينان بگويم كه دامنهء اين‌گونه استفاده‌ها هم مثل موارد دستهء دوم متنوّع و تقريبا در همهء زمينه‌هاست ، كه از آن ميان به جنبهء استشهادهاى لغوى آن اشاره‌اى مىكنم . كسانىكه با كمّ و كيف اين‌گونه تفسيرها آشنايى دارند مىدانند كه يكى از جهات بسيار مهم در شيوهء كار پيشينيان مباحث لغوى و روشن كردن جوانب مختلف يك كلمه از حيث : اشتقاق ، صرف و نحو ، بلاغت و ديگر ظرافتهاى بيانى و زبانى است . به اين معنى كه يك كلمه از وجوه گوناگون محتاج فحص و بحث و وارسى و جست‌وجوست و روش پيشينيان چه در كتب لغت و اشتقاق و چه در كتب بلاغت و تفسير بر اين است كه آراء و نظريات ادبى خود را به شواهد شعرى مستند مىكنند ، برخى از تفسيرها مثل طبرى و ابو الفتوح از اين حيث نامبردارند . براى مثال در هر يك از مجلّدات تفسير ابو الفتوح صدها بيت شعر عربى براى تأكيد در وجهى از وجوه از شعراى متقدّم و صاحب‌نام به استشهاد آمده و از جهتى هم دشوارى بزرگى پيش پاى مصحّحان گذاشته است . پيدا كردن اين شواهد در منابع ديگر و بويژه در ديوانهاى مضبوط و منقّحى كه احتمالا از برخى از آن شاعران به دست ما رسيده و مقايسهء ضبطهاى آنها با يكديگر و سرانجام تشخيص ضبط اصحّ و اصلى ( با توجّه به اين‌كه به علّت عدم آشنايى كاتبان و نسخه‌نويسان فارسى در قرون گذشته با زبان عربى به آنچه ضبط كرده‌اند نمىتوان اعتماد كرد ) بخشى از كارى است كه در اين مسير بايد صورت پذيرد . بديهى است ضرورت توجّه به اين شواهد و امثله در عرصهء بارور فرهنگ و معارف اسلامى به گونه‌اى بوده است كه برخى ازين شواهد شعرى را به صورت قالبى و كليشه‌اى براى موردى خاصّ زبانزد كرده است به نوعى كه هر كس به هر دليلى و با هر انگيزه‌اى در كتاب خود به طرح آن مطلب مىپرداخته است به علّت اشتهار بلافاصله ذهنش به اين شاهد مثال خاصّ متوجّه مىشده و آن را در صدر شواهد خود به طور قالبى تكرار مىكرده است و همين امر سبب گرديده است كه برخى به گردآورى اين شواهد و امثله از خلال كتب اهتمامى نشان بدهند و چندين كتاب به نام شواهد و يا جامع الشواهد بىشرح و باشرح فراهم آورند . ممكن است برخى از شواهد مشترك در طبرى و ابو الفتوح