تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
روايات التزام داشت ، روايتى از اين طريق در تفسير خود نياورده است . اين امر به انضمام شواهدى ديگر ، تأييدى است مجدّد بر اينكه طريق روايتى مورد بحث غير قابل ايراد نيست ؛ چنان كه دربارهء روايت از تفسير سدّى گفته‌اند : « ابن ابى حاتم چيزى از آن نياورده چونكه ملتزم شده كه صحيح‌ترين روايات را بياورد و حاكم در چند مورد از مستدرك خود از آن روايت كرده و آنها را صحيح شمرده است ، ولى فقط از طريق مرّه از ابن مسعود ، و چند تن از صحابه ، نه از طريق اوّل ، و ابن كثير گفته : سدّى با اين اسناد چيزهاى غريبى روايت مىكند » . 111 در تفسير طبرى مواردى ديگر از طرق روايات مشاهده مىشود كه سيوطى آنها را محل اشكال و ايراد دانسته ، ولى از ابن جرير نام نبرده است . اين موارد به شرح ذيل است : الف : روايت جويبر از ضحّاك از ابن عبّاس . 112 اين طريق در مباحث روائى تفسير به كار رفته و بر اساس آن اخبار و رواياتى در تبيين معنى آيات آورده شده است ، در حالى كه سيوطى بر آن ايراد گرفته و چنين اظهار داشته است : « اين تفسيرهاى طولانى كه به ابن عبّاس نسبت داده‌اند ، پسنديده نيست ، و در راويان آنها مجهولهايى ديده مىشود ، مانند تفسير جويبر از ضحّاك از ابن عبّاس » . 113 لازم به ذكر است كه سيوطى در جايى ديگر روايت جويبر از ضحّاك را شديد الضعف و متروك دانسته و اشتباها بيان داشته است كه ابن جرير و ابن ابى حاتم از اين طريق چيزى نياورده‌اند 114 ، و حال آنكه گفتيم طبرى اين طريق را در تفسير خود آورده است . ب : روايت شبل از ابى نجيح از مجاهد . 115 اين طريق هر چند كه مورد اشكال دانشمندان علوم قرآنى واقع نشده ، ولى از تأييد كامل هم برخوردار نبوده است ؛ چنان كه سيوطى با ترديد بدان نگريسته و گفته است : « تفسير شبل بن عبّاد مكّى از ابن نجيح از مجاهد از ابن عبّاس نزديك به صحّت است » . 116 البتّه ، طبرى در مواردى معدود از اين طريق استفاده كرده است . ج : روايت كلبى از ابو صالح از ابن عباس . 117 اين طريق نيز از نظر مفسّران و متخصّصان علوم قرآنى ضعيف شمرده شده و مورد ايراد واقع گرديده است ، چنان كه