طرق روايات در تفسير طبرى به گونهاى است كه بعضا علماى علوم قرآنى بر آن خرده گرفته و به ضعف و انقطاع برخى از آنها اشاره كردهاند ، چنان كه سيوطى صريحا در اين باره گفته است :
« طريق ضحّاك از ابن عبّاس منقطع است ، زيرا كه ضحّاك او را درك نكرده ، و چون روايت بشر بن عماره از ابى روق از او به آن منضم شود ضعيف خواهد بود از جهت ضعف بشر ؛ و ابن جرير و ابن ابى حاتم از اين نسخه بسيار آوردهاند » . 102
نمونهء اين طريق در تفسير طبرى راجع به معناى « منّ » بدينگونه آمده است :
« و حدّثت عن المنجاب بن الحارث ، قال : حدثنا بشر بن عمارة ، عن أبى روق ، عن الضحّاك ، عن ابن عبّاس فى قوله ( المنّ ) قال : المنّ : الّذى يسقط من السماء على الشجر ، فتأكله النّاس » . 103
سيوطى طريقى ديگر را مورد انتقاد قرار داده و چنين بيان داشته است :
« و از طريق عوفى از ابن عبّاس ، ابن جرير و ابن ابى حاتم بسيار آوردهاند ، عوفى ضعيف است ولى واهى نيست ، و گاهى ترمذى احاديثى از او را حسن مىشمرد » . 104
خليلى نيز در ارشاد ، از روش روايت ابو صالح از معاوية بن صالح ، از على بن ابى طلحه ، از ابن عبّاس ياد كرده و گفته است : « حفّاظ اجماع كردهاند بر اينكه ابن ابى طلحه آن را از ابن عبّاس نشنيده است » . 105
گفتار خليلى بر انقطاع رجال اسناد دلالت دارد و ابن جرير از اين طريق روايات فراوانى را در تفسير خود آورده 106 و گاهى بر نادرست بودن خبر على بن ابى طلحه از ابن عبّاس نيز تصريح كرده است . 107
يكى از طرق روايت كه در تفسير طبرى كاربردى بسيار دارد ، طريق اسباط از سدّى از ابو مالك و از ابو صالح از ابن عبّاس ، و از مرّة از ابن مسعود ، و از جمعى از صحابه است 108 كه غالبا با حذف تعدادى از رجال اسناد به صورت « حدّثنى موسى بن هارون ، قال : حدثنا عمرو ، قال : حدثنا اسباط عن السدّى . . . » ضبط شده است . 109 البتّه ، تفسير سدّى كه طبرى آن را به طريق مزبور روايت كرده است ، به تنهايى مورد اعتماد مفسّران بوده ، امّا به روايت اسباط توثيق و تأييد قطعى نيافته است ، زيرا به گفتهء سيوطى اسباط مورد اتّفاق نيست ، 110 و نيز مفسّرى چون ابن ابى حاتم ( م 327 ) كه به نقل صحيحترين
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 285
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٢٨٥