تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
« حدثنا ابن بشار ، قال : حدثنا عفان بن مسلم ، قال : حدثنا همام ، عن قتادة ، أنّه سئل عن الشفع و الوتر ، فقال : أخبرنى عمران بن عصام الضّبعى ، عن شيخ من أهل البصرة ، عن عمران بن حصين ، عن النّبى ( ص ) ، قال : . . . » . 121 بنابراين ، الفاظ « اصحاب التفسير ، من حدّثه ، رجل ، من ذكره ، اصحابه ، شيخ من اهل البصرة » ، حاكى از وجود نقص و ابهام و انقطاع در سلسلهء روات است كه در اصطلاح علم حديث ، اين گونه روايات را منقطع خوانند . 122 3 - نقل و ضبط اسرائيليات و اخبار خرافى و افترائى . يكى از وجوه قابل ايراد تفسير طبرى اشتمال آن بر اسرائيليّات و مسيحيّات و مجوسيّاتى است كه مسلمين در موضوعات قصص انبياء ، حوادث تاريخى ، خلقت جهان ، ملاحم ، امور غيب و نظير آنها از اهل كتاب روايت كرده‌اند . اين روايات از راويانى چون كعب الاحبار ، وهب بن منبّه ، عبد اللّه بن سلام ، ابن جريج ، ابن عبّاس ، ابو هريره ، ابن عمر ، محمّد بن قيس ، مجاهد ، محمد بن كعب قرظى ، ضحّاك ، ابو صالح ، سدّى ، سعيد بن مسيّب ، ابن زيد ، محمّد بن اسحاق و ديگران روايت شده است 123 ؛ خصوصا ابن اسحاق كه در اين راستا اخبار فراوانى از وهب بن منبّه به صورت منقطع نقل كرده و سلسلهء روات آنها در تفسير طبرى بدينگونه ضبط گرديده است : « حدثنا ابن حميد ، قال : حدثنا سلمة ، عن محمد بن اسحاق ، عن بعض اهل العلم ، عن وهب بن منبّه ، قال : . . . » . 124 قابل توجّه است كه از چهار راوى مزبور در صدر اين روات ، به نامهاى كعب الاحبار ، وهب بن منبّه ، عبد اللّه بن سلام و ابن جريج به عنوان منابع اصلى روايات اسرائيلى مىتوان ياد كرد كه كعب و وهب و عبد اللّه يهودىّ الاصل بوده‌اند و ابن جريج نيز ريشه در نصرانيّت داشته است . 125 البتّه ، درصد منقولات طبرى از كعب الاحبار و عبد اللّه بن سلام نسبت به وهب بن منبّه و ابن جريج در تفسير كمتر است ، ولى كعب و وهب بيش از عبد اللّه و ابن جريج مورد ظنّ و طعن دانشمندان علوم قرآنى و بزرگان علم حديث بوده‌اند ؛ چنان كه سيّد محمّد رشيد رضا مصرى ، كعب الاحبار و وهب بن منبّه را قهرمانان اسرائيليّات و منابع خرافات معرّفى كرده است و محمود ابو ريّه نيز ابو هريره را در جعل و وضع حديث ، متأثّر از آنان دانسته است . 126 همچنين طبرى به واسطهء محمّد بن