تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
( 1 / 198 ) ، لبيد بن ابى ربيعة ( 1 / 198 ) ، نابغهء بنى ذبيان ( 1 / 198 ) ، عبد بنى الحسحاس ( 1 / 198 ) ، زهير بن ابى سلمى ( 1 / 376 ) ، خفاف بن ندبة ( 1 / 397 ) ، طرفة بن العبد ( 1 / 406 ) ، ابو الاسود دئلى ( 1 / 442 ) و شاعران ديگر پرداخته شده است . 5 - تاريخ . در مسائل تاريخى شواهدى شعرى از حادثة بن بدر ( 6 / 221 ) ، معبد ابن ابى معبد خزاعى ( 4 / 179 ، 181 ) آدم ( 6 / 190 ) ، حطم بن هند بكرى ( 6 / 58 ) و جز آنان نقل شده است . ناگفته نماند كه طبرى در بسيارى از موضوعات فوق الذكر به شعر شاعران عرب استشهاد كرده ولى از قائل آنها نامى نبرده است . 90 همچنين درآوردن شاهد مثال ، غالبا به يك بيت و بعضا به دو يا چند بيت اكتفا كرده و در پاره‌اى موارد نيز به درج مصراعى پرداخته است . 91 نگرش انتقادى طبرى در شعر چندان درخور توجّه است كه در برخى موارد ، پس از آوردن شاهد مثالى مجهول القائل ، نام سراينده را مشخّص مىسازد و در مواردى كه شعرى را محرّف مىيابد ، بلافاصله به تصحيح و اصلاح آن مىپردازد . 92

ب : بعد روائى

اين بعد ، كه گسترده‌ترين ابعاد تفسير طبرى است ، داراى خصايص و ويژگيهاى چشمگيرى است كه اهمّ آنها توجيه اقوال صحابه و تابعين در تفسير آيات بيّنات و تبيين قول مرجّح پس از موازنه‌اى منطقى بين روايات است . طبرى از آنجا كه حافظ و محدّثى توانمند بوده ، در بسيارى از موارد ، با دقّت در مفهوم اخبار و بررسى آنها ، استنباط خود را به عنوان قول مرجّح بيان كرده و به اقامهء دليل و ذكر شواهد نيز اهتمام ورزيده است . طبرى هر چند كه در پاره‌اى موارد از اطناب مملّ كه فايدتى بر آن مترتّب نيست ، پرهيز مىكند ، امّا گاهى در معانى الفاظى از قرآن ، روايات متعدّدى را مورد بررسى قرار مىدهد كه چندان ضرورى به نظر نمىرسد ؛ بويژه كه در نهايت ، نظر مشخصى را هم ارائه نمىدهد . 93 روش وى در اسناد بدينگونه است كه غالبا با الفاظى چون « حدّثنى ، حدّثنا و حدّثت عن . . . » 94 مستقيما به نقل روايات از مشايخ و اساتيد خود مىپردازد و در مواردى معدود با نكاتى از قبيل « أخبرنى و أخبرنا » 95 تسامحا مرويّات خود را ذكر مىكند كه احتمال مىرود نقل اين گونه روايات به طريق اجازه از بعض اساتيدش صورت