بيان مىدارد . بنابراين ، وسعت مقولات نحوى تفسير طبرى به حدّى است كه اگر به جمع و تدوين آنها برحسب ترتيب قرآنى اهتمام شود ، بىترديد كتابى وزين در اعراب قرآن پديد خواهد آمد .
تفسير طبرى از نظر ادبى و لغوى داراى خصايصى است كه كلّا مباحث متنوّع در لغت و مسائل مربوط به بلاغت و شواهد منظوم و منثور در موضوعات مختلف را دربر مىگيرد . طبرى به منظور ايضاح و تبيين معنى و مفهوم آيه ، مشكلات لغوى و ادبى را مورد مداقّه قرار داده و در رفع ابهام و اشكال از هيچ كوششى فروگذار نكرده است . بيان پارهاى از عناوين مورد بحث ، تا حدّى مبيّن ميزان اهتمام و تسلّط وى در اين مقوله است ، كه اشتقاق كلمه ، مفرد جموع ، جمع مفردات ، وجوه معانى لغات ، فروق لغوى ، وجه تسميهء الفاظ ، معرّبات ، مخارج حروف ، ادغام و ابدال ، ايجاز و اختصار ، استعاره و كنايه ، تشبيه و تلميح و خطاب از جملهء آنهاست ؛ مضافا بر اينكه در مباحث لغوى به لغات و لهجات مختلف ، از قبيل لغت اهل تهامه ، جودى و قريش و يمنى اشاره كرده است . 85
وى نيز در بحثهاى مختلف ، شواهدى از نثر و شعر عربى آورده است . فى المثل ، در نثر به نقل عباراتى از عيسى بن عمر نحوى ، يونس نحوى و كسائى پرداخته 86 و گاهى هم جملاتى از ادباى عرب را بدون ذكر نام گويندهء آنها بيان داشته است . 87 امّا شواهد شعرى در تفسير طبرى طيفى گسترده دارد ، بدين معنى كه كاربرد آنها از نظر كيفى و كمّى قابل ملاحظه و درخور توجّه است ، و به تعبير ديگر ، هم از اشعار عربى در مباحث علمى گوناگون به عنوان شاهد مثال استفاده شده و هم ابيات كثيرى از شعراى نامدار و غير نامى عرب جاهلى و اسلامى مورد استشهاد قرار گرفته است .
بنابراين ، كثرت كاربرد اشعار در موضوعات متنوع مورد بحث در تفسير ، گوياى تضلّع و تبحر بسيار طبرى در فنون شعر و ادب عربى بوده است ، چنان كه ابو الحسن على بن سراج مصرى ( م 308 ) از علماى بزرگ مصر پس از ملاقات با طبرى وى را در علوم مختلف ، از جمله شعر و ادب دانشمندى زبردست و توانا يافته و مورد تجليل و تبجيل قرار داده است 88 ، و اديب و لغوى معروف ، ابو العبّاس ثعلب ( م 291 ) نيز به فضل تقدّم وى در فراگرفتن فنون شعرى اشاره كرده و گفته است : « قبل از آنكه مردم براى تحصيل شعر و ادب به من روى آورند ، ابو جعفر طبرى شعر شاعران عرب را نزد من مىخواند » 89
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 280
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٢٨٠