تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
حال كه ميزان جامعيّت طبرى در علوم متنوّع تا حدّى روشن شد و نيز احاطه و تسلّط وى بر دانشهايى كه نياز بدانها در حوزهء تفسير قرآن قطعى و مسلّم است ، معلوم گشت ، به بحث در مختصّات و مميّزات تفسير كبير از ديدگاه قرآنى و روائى كه از شمولى چشمگير برخوردار است ، مىپردازيم ؛ هر چند كه در اين تفسير از مباحثى ديگر در زمينه‌هاى فقهى ، كلامى ، اصولى و تاريخى نيز سخن رفته است كه بطور جداگانه درخور بحث و بررسى است .

الف - بعد قرآنى

در بعد قرآنى تفسير طبرى غالبا از مباحث مربوط به تفسير و معنى آيه ، وجوه قراءات ، اعراب الفاظ ، ناسخ و منسوخ ، اشتقاق و معانى لغات ، وجه تسميهء الفاظ ، واژگان دخيل در قرآن ، فروق لغوى و نظاير آنها سخن رفته و در پاره‌اى موارد نيز صرفا به بيان معناى آيه در حدّ لزوم اكتفا شده است 64 . طبرى در اين بعد ، به بحث در تبيين مفهوم و مدلول آيه مىپردازد و در اين راستا به طرح مباحث مربوط به لغت ، نحو و قراءات اهتمام مىورزد كه البتّه ، اين مباحث نسبت به مقولهء اصلى تفسير ، جنبهء فرعى و مقدّماتى دارند . آنگاه در هر يك از مباحث فرعى ، عند اللزوم شواهدى شعرى از شعراى عرب جاهلى و اسلامى را مطرح مىكند و تا دست يافتن به نتيجه ، بحث را ادامه مىدهد . وى در اين مقطع از بيان مطالب غير مفيد و مباحث غير لازم اجتناب مىكند و تفسير به رأى را هرگز جايز نمىشمرد . گاهى هم در تفسير آيه ، مستقيما وارد بحث روائى مىشود و از اظهارنظر در معنى آيه صرفنظر مىكند 65 . وى هنگامى كه با طرح مباحث لغوى يا نحوى و بيان وجوه قرائت ، مىكوشد كه مدلول و منطوق آيه را روشن گرداند ، بعضا آراء اهل لغت و نحويّون و قرّاء را عرضه مىدارد و سپس آنها را مورد نقد و بررسى قرار مىدهد و نهايتا در يك موازنهء نظرى با پشتوانه‌اى علمى ، يا قول مرجّح را برمىگزيند و يا استنباط خود را اظهار مىدارد . اين شيوه در خصوص مسائلى از قبيل نسخ و اسباب نزول و موارد ديگر در تفسير طبرى نيز به كار رفته است . همچنين ، طبرى به منظور عدم تكرار و اطالهء كلام گاهى تفسير آيه‌اى را به آيه‌اى ديگر ارجاع مىدهد 66 و گاهى نيز با اشاره‌اى كوتاه از كنار مطلب مىگذرد و از بحث تفصيلى خوددارى مىورزد . 67