تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
نوزادشان باز در دام وسوسهء ابليس گرفتار آمدند و فرزند خود را به توصيهء شيطان به نام « عبد الحارث » نام نهادند كه « حارث » از اسماء ابليس بود . و از اين راه آدم و حوا ابليس را در اطاعت از فرمان وى و نحوهء نامگذارى انباز خدا قرار دادند . آنچه در اين مورد بديع مىنمنايد همنوايى طبرى با اين روايات است كه گويا به ديدهء قبول بدانها مىنگرد و به دفاع از آنها هم برمىخيزد . 110 امّا چنانچه مسئله را در ديگر تفسيرهاى مهم و معروف بررسى كنيم ، مىبينيم آنها آيات را به گونه‌هايى ديگر تفسير مىكنند كه غالبا مراد از
« نَفْسٍ واحِدَةٍ »
و « زوج » وى « آدم » و « حوا » نيست ؛ و يا اينكه « آدم » و « حوا » به همراه ذريّه‌شان مورد نظر است ، و مفسرين هم در ردّ تأويلهاى مبتنى بر اخبارى كه بدان اشارت رفت سخنان گوناگونى ابراز داشته‌اند . شيخ طوسى پس اشاره به تفسيرهاى مختلف آيه ، متذكر مىشود : اخبارى كه در اين خصوص ارائه گرديده شايستهء توجه نيست ، زيرا خبر و حديث مبتنى بر دلايل عقلى است و چنانچه به دليل عقلى ثابت شود كه انبياء معصوم‌اند خبر مخالف را باطل اعلام مىكنيم . آن‌گاه وى از راه نقد سند آن اخبار ، و نيز از راه تمسك به سياق آيات ، روايات ادّعا شده در اين زمينه را مردود مىشمارد . 111 و فخر رازى هم يادآور مىشود كه تأويل
« نَفْسٍ واحِدَةٍ »
به آدم و داستان ابليس در اين زمينه مطلبى فاسد و بىاساس است . سپس وى دلايل متعددى را در ردّ تفسير فوق مىآورد و در پايان اضافه مىكند : « فثبت أن هذا القول فاسد يجب على العاقل المسلم ان لا يلتفت اليه » 112 و بيضاوى نيز پس از اشاره به روايات آمده در زمينه آيهء فوق و ذكر قصّهء ابليس ، بر آن است كه چنين روايات و داستانى شايستهء شأن پيامبران نيست . 113 علامهء طباطبائى هم پس از اشاره به تأويلات مبتنى بر اخبار آمده در اين زمينه ، يادآور مىشود كه حاشا آدم برگزيدهء خدا به اطاعت غير پروردگارش روى آورد ، در حالى كه خداوند سبحان تصريح فرموده است كه وى را برگزيده و هدايت فرموده :
« ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى »
114 . علّامه ، روايات و قصهء فوق را ساختگى و مخالف قرآن مىداند كه به هيچ‌وجه نتوان آن 115 را پذيرفت . : * ديگرمورد در زمينهء نقد كار طبرى آن است كه وى پس از بيان تأويلهاى مختلف