تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ »
105 يادآور مىشود كه اين آيه حجتى است در جهت تكذيب جاهلان متصوفه كه منكر كسب روزى از راه تجارت و صنعت هستند . 106 آنچه از ابتداى اين مقاله تاكنون گفته آمد گوشه‌هايى بود در بيان ويژگيهاى تفسير « جامع البيان » و ارزش و اهميّت مطالبى كه طبرى بدان پرداخته است . چنين گفتارى مىتواند قدمى در راه شناخت اين تفسير عظيم به حساب آيد و گامى در جهت آشنايى با مقام شامخ علمى خود طبرى . از آنجا كه مبادا در اين گفتار متهم به طرفدارى كوركورانه از طبرى شوم و به افراط و مبالغه در حق وى ، و از سوى ديگر اعتقاد دارم كه « الكمال للّه وحده » و به قول بشار « كفى المرء نبلا أن تعدّ معايبه » بر آنم تا مواردى چند دربارهء كار طبرى - كه به نظر نگارنده چنانچه اين عالم بزرگوار از آن مبرّا بود ، كارش از آنچه هست زيباتر مىنمود - بطور اختصار يادآورى نمايم ، شايد در اين موارد نيز حق با طبرى باشد و من اشتباه كنم ، نمىدانم . : * از جملهء اين موارد گاهى طبرى چنان در دام و گرداب اخبار و روايات قرار مىگيرد كه توسل به هر راه ممكن ديگر را از ياد مىبرد و تمسك به هر دستاويز و رهگشايى به خارج از اين روايات را فراموش مىكند . در اين‌جاست كه از طبرى ناقد و نكته‌سنج خبرى نيست ، و از طبرييى كه هرگاه روايات را با روح و سياق آيات هماهنگ نمىديد ، آن را مردود مىشمرد و چنين مىگفت : « فأما ما ذكر عن مجاهد فى ذلك فقول لا معنى له » و يا « فبيّن اذا وجه فساد ما قاله مجاهد » 107 نشانى نه ؛ و از طبرى متمسك به عقل و منطق در برابر روايات نادرست ، بدينگونه : « و امّا الأقوال الأخر فدعاوى معان باطلة لا دلالة عليها من خبر و لا عقل و لا هى موجودة فى التنزيل » 108 بانگى در ميان نيست براى نمونه طبرى ذيل آيهء
« هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِيَسْكُنَ إِلَيْها فَلَمَّا تَغَشَّاها حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفاً فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُما لَئِنْ آتَيْتَنا صالِحاً لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ . فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً جَعَلا لَهُ شُرَكاءَ فِيما آتاهُما ، فَتَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ »
109 انبوهى از روايات و اخبار نقل كرده است مبتنى بر اينكه مراد از
« نَفْسٍ واحِدَةٍ »
و زوج وى ، آدم و حواست كه پس از ترك بهشت در زمين به وقت به دنيا آمدن
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 250 | جمعى از نويسندگان