تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
طبرى ، در ديگر رأى كلامى خود يعنى اعتقاد به صحت تكليف مالايطاق ، در موردى كه مسئله محال فى نفس الامر نباشد ، ذيل آيهء
« خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ »
95 يادآور مىشود كه اين آيه بارزترين دليل در جهت ردّ سخن منكرين « تكليف مالايطاق » است ، زيرا با وجود اينكه خداوند بر قلب و گوش كافران مهر زده تكليف را از آنان برنگرفته و آنان را در عصيان و تمرد معذور نداشته ، بلكه ايشان را به عذاب سخت بر اثر خلاف و نافرمانى خبر داده است . 96 از جملهء آراى كلامى ديگر طبرى مىتوان اعتقاد وى را به رؤيت بصرى پروردگار 97 ، معراج جسمى 98 ، و « ميزان » كه همان ميزان معروف بين مردم است 99 ، برشمرد . باز در رابطه با آراى كلامى به نظر مىرسد طبرى معتقد به حشر حيوانات چون انسان باشد ، زيرا او در ذيل آيهء
« وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ »
100 مىنويسد : اهل تأويل در معنى حشر در اين آيه اختلاف كرده‌اند : برخى آن را به معنى مرگ ، و برخى آن را به معنى جمع براى اجراى مجازات در روز رستاخيز دانسته‌اند . آن‌گاه طبرى « حشر » را به علت عدم وجود مخصص عام مىگيرد كه شامل هم‌معنى « فنا » و هم‌معنى « جمع و اجراى مجازات » مىباشد . 101 و ذيل
« وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ »
102 نيز مىنويسد : برخى
« حُشِرَتْ »
را به معنى « ماتت » و برخى به معنى « اختلطت » و برخى ديگر به معنى « جمعت » دانسته‌اند . سپس خود مىافزايد : « و اولى الأقوال فى ذلك بالصّواب قول من قال : معنى حشرت جمعت فأحيتت . لان المعروف من كلام العرب فى معنى الحشر الجمع ، و منه قول اللّه و الطّير محشورة . . . » 103 گويا طبرى در اين مورد با علامهء طباطبائى همسو است آنجا كه در ذيل آيهء سورهء تكوير مىنويسد : ظاهر آيه كه در سياق وصف روز رستاخيز آمده است ، نشان مىدهد كه وحوش چون انسان محشورند . 104 از مسائل فوق كه بگذريم ، طبرى را در تفسيرش مىبينيم كه با متصوفهء قشرى ميانهء خوبى ندارد و آنان را به جهل و نادانى نسبت مىدهد . او در ذيل آيهء
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا