ترجيح رأى درست ، گاهى به دفاع از وجه ضعيفى كه ظاهرا پذيرفتنى نيست ، برمىخيزد و بدين وسيله از عظمت و شكوه رأى درست و داورى خود مىكاهد . از آن جمله او در ذيل آيهء
« وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً »
116 يادآور مىشود كه اهل تأويل در بيان مراد از « مقام محمود » اختلاف كردهاند : اكثر اهل علم آن را مقام شفاعت مىدانند ، و برخى نيز آن را نشاندن پيامبر بر تخت در كنار خدا تفسير مىكنند . از مجاهد در بيان مراد از « مقام محمود » چنين روايت شده : « يجلسه معه على عرشه » . 117
آنگاه طبرى رأى نخست را با تمسك به اخبار صحيح از رسول خدا در اين زمينه ترجيح مىدهد . سپس وى به دنبال ذكر روايتهاى متعدد در جهت ترجيح و تأويل رأى اوّل مىافزايد : هر چند در تأويل « مقام محمود » صحيح همان بود كه بدان اشارت رفت ، ولى گفتهء مجاهدهم ، از جهت نقل و عقل نادرست نمىنمايد و صحّت آن تهديد نمىشود .
وى عدم تهديد جهت نقل را آن مىداند كه خبرى مبنى بر محال بودن گفتهء مجاهد در دست نيست ، و در جهت عقل وى به مسائل و مطالبى متوسل مىشود كه به اعتقاد نگارنده ضعف آن كمتر از جهت نقل نيست . 118
واحدى 119 ( 468 ه ) تفسير مجاهد و امثال وى چون ابن مسعود را زشت و ناپسند مىداند كه نصّ قرآن خط بطلان بر آن مىكشد . 120 سخن مجاهد را در زمينهء « تأويل مقام محمود » مىتوان به دلايل زير مردود دانست :
اوّل اينكه « بعث » از نظر معنى ضد « اجلاس » است . « بعث اللّه الميّت من قبره » به معنى برپاىداشتن آن است . بنابراين تفسير « بعث » به « اجلاس » تفسير ضد به ضد است كه درست نيست .
دوم آنكه در آيه « مقام محمود » آمده نه « مقعد محمود » و مقام جاى ايستادن است نه نشستن .
سوم آنكه چنانچه خداوند بدينگونه كه گفته آيد در كنار رسولش نشيند ، محدود و متناهى خواهد بود ؛ و هر كه چنين باشد حادث است .
چهارم آنكه در اين نشست چندان تشريف و بزرگداشتى براى رسول خدا ( ص ) وجود ندارد ، زيرا گروهى سادهانديش بر اين باورند كه هر روز خداوند به ديدار اهل