در اين دو مورد دليلى بر معنى جمعى « الذى » وجود دارد و در آيهء سورهء « البقره » چنين دليلى موجود نيست . 83
باز مىبينيم طبرى در تضعيف بصريان شتاب مىكند ، زيرا مىتوان از طرف بصريان استدلال كرد عبارت « ذهب اللّه بنورهم » دليلى است بر ارادهء معنى جمعى از « الذى » .
ناگفته نماند طبرى عبارت « ذهب اللّه بنورهم » را مربوط به بيان حال منافقين مىداند و ضمير « بنورهم » را با ضمير « مثلهم » منطبق مىبيند ، 84 و جواب « لمّا » در اين صورت « خمدت و انطفأت » محذوف است .
ت ) مسئلهء چهارم در تفسير طبرى است كه حائز اهميت است ، آراء فقهى وى مىباشد . طبرى به علّت وسعت اطلاع و معلومات متنوعش در هر يك از اين مسائل ، بزرگان و متخصصان بنام در آن فنون را به ياد مىآورد . او در اخبار و روايات محدّثين بزرگ ، در علم قرائت قاريان و قرآندانان زبردست ، در لغت و وجوه اعراب أصمعى و سيبويه و كسائى و در استنباط مسائل فقهى پيشوايان مكاتب آن را تداعى مىبخشد . از جملهء آراء فقهى طبرى كه در ذيل آيات مربوط بدان اشارت رفته است ، مىتوان موارد زير را برشمرد :
1 . در عبادات . آراء فقهى طبرى در مسائلى كه به عبادات مربوط مىشود و در ذيل آيات مربوطه در « جامع البيان » بدان اشارت رفته ، زياد است و در اين مقاله نمىگنجد ، از اين روى به ذكر نمونه اكتفا مىشود .
طبرى در ذيل آيهء
« وَ مَنْ كانَ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ »
85 در مورد روزه در سفر متذكر مىگردد كه اهل علم در آن اختلاف كردهاند : گروهى افطار و فسخ روزه را حكمى قاطع مىدانند و گروهى ديگر آن را رخصت مىبينند . بنابراين روزهء مسافر در ماه رمضان در نزد گروه دوم جايز است و رافع تكليف ، ولى در نزد گروه اوّل بىفايده و بىنتيجه . آنگاه طبرى پس از اشاره به مستمسكهاى هر دو گروه نظر دستهء دوّم را به دلايل زير ترجيح مىدهد :
اوّل اينكه حكم آيه در مورد مريض و مسافر يكسان است و حال آنكه همگى متفقاند كه روزهء مريض در ماه رمضان رافع تكليف است و ساقطكنندهء قضا ، پس حكم