تداعىبخش و متضمن مفهومى جنسى است كه ناپسند و مذموم كه باشد ، يعنى « كرم » يادآور اتصاف به وصف بخشندگى ، و « عبدى » الهامبخش انتساب عبوديّت به غير خدا ، و « راعنا » هم موهم مشاركت ديگران با رسول خدا در محافظت و مراقبتى است كه از پيامبر انتظار مىرود . از اين روى شايسته است در ميان كلمات مترادف آن يكى گزيده آيد كه الهامبخش مفاهيم نامتناسب نباشد ، و نهى خدا و رسول وى دربارهء پارهاى از تعبيرات به همين دليل است . 69
چنان كه ملاحظه مىشود طبرى با طرح اين سخنان يكى از معيارهاى نقد كلمات يعنى « خلو از ايهام مفهوم نامتناسب و مذموم » به دست مىدهد .
بخش سوم . طرح مباحث صرفى و نحوى است . طبرى در توجيه طرح مسائل اعرابى يادآور مىشود بدان جهت به آن مىپردازد كه با تأويل آيات ارتباط مستقيم پيدا مىكند و گرنه هدف وى در كتاب مباحث صرفى و نحوى نيست . 70
طرح مسائل فوق ، گذشته از آنچه خود طبرى بيان مىكند ، از جهاتى ديگر نيز درخور توجه است ؛ زيرا اين بزرگمرد در اين مورد هم ظرايف و دقايقى را به دست مىدهد كه در كام اهلش شيرينتر از شكر باشد ؛ و از سوى ديگر اختلاف دو مكتب بصره و كوفه را پيش مىكشد و به نقد و ارزيابى آنها مىپردازد . طبرى دراينباره در كنار كوفيان مىايستد و غالبا در جهت تأييد و ترجيح نظر آنان پا مىفشارد تا جايى كه تعصب در حق نحويان كوفه را به ذهن مىآورد . شايد امرى طبيعى باشد طبرى را در كنار نحويان كوفه ببينيم ، زيرا مكتب كوفيان در نحو مبتنى بر نقل و روايت است نه توجيهات منطقى و عقلى چنان كه بصريان بر آن تكيه دارند ، و طبرى هم در مسائل علمى خود به دنبال اخبار و روايات است و تمسك بدانها ، شيوهء كار وى در دو اثر بزرگش تاريخ و تفسير ما را در اين زمينه بس باشد .
از جملهء طرح مسائل اعرابى ، او در ذيل آيهء
« وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعامِ لَعِبْرَةً نُسْقِيكُمْ مِمَّا فِي بُطُونِهِ »
71 يادآور مىشود كه برخى از نحويين كوفى در توجيه ضمير مذكر
« بُطُونِهِ »
كه به « انعام » برمىگردد گفته است بدان جهت است كه « أنعام » در حكم « نعم » است ، مانند سخن شاعر :
إذا رأيت أنجما من الأسد * جبهته او الخرات و الكتد