تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
بال سهيل فى الفضيخ ففسد * و طاب ألبان اللّقاح فبرد
در بيت اخير فاعل « فبرد » به « ألبان » به اعتبار « لبن » برمىگردد . ديگر از نحويان كوفه بر اين باور است آوردن ضمير مذكّر « بطونه » با توجه به اين نكته است كه « انعام » در حكم « ما ذكر » مىباشد ، وى در اين مورد به ابياتى استدلال مىكند كه از جملهء آنها بيت زيرين است :
إنّ السّماحة و المروءة ضمنّا * قبرا بمر و على الطّريق الواضح
72 سپس طبرى از بصريان ياد مىكند و يادآورى مىكند كه برخى از آنان در توجيه ضمير « بطونه » گفته‌اند : ناظر به معنى « أنعام » است كه بعضى از آنها مراد باشد ، زيرا همهء « أنعام » شيرده نيستند . آن‌گاه طبرى از در نقد و ارزيابى اين اقوال برمىآيد و با توجه به شيوهء خويش يعنى پيروى از روايت و مسموع كلام عرب نظر كوفيان را بدينگونه : « و القولان الأولان أصح مخرجا على كلام العرب من هذا لقول الثالث » 73 ترجيح مىدهد . ديگر نمونه از طرح مباحث اعراب ، مىتوان به ذيل آيهء
« لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ »
74 اشاره كرد . طبرى به اختلاف نحويان و ارزيابى نظر آنان به شرح زير مىپردازد : برخى از بصريان ، بر اين باور است كه تقدير آيه چنين باشد :
« لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا
نجوى
مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ »
گويا در مآل بازگشت « من » به ضمير « هم » است . آن‌گاه طبرى رأى فوق را اين‌طور نقد مىكند : « و ذلك خطأ عند أهل العربية لأنّ إلا لا تعطف على الهاء و الميم - هم - فى مثل هذا الموضع ، من أجل أنه لم ينله جحد » 75 . به نظر مىرسد طبرى در ارزيابى عقيدهء بصريان تا حدودى شتاب نشان داده است ، زيرا بصريان مستقيما نه « من » را « مستثنى » به حساب مىآورند و نه « هم » را « مستثنى منه » بنابراين تسرّى جحد و نفى يا عدم تسرّى آنها به « هم » مطرح نيست . حقيقت نظر بصريان در اين مورد آن است كه مضافى در اوّل « من » در تقدير است و آن مضاف « مستثنى » از مضاف ضمير « هم » باشد ، ترديدى نيست « مستثنى منه » در اين صورت در حوزه نفى و جحد قرار دارد . امّا نظر كوفيان در اين مورد مختلف است : برخى « من » را مستثناى متصل و در موضع جرّ و « نجوى » را به معنى نجواكنندگان و