تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
مىگيرد و مجمع البيان آن را با عنوان « الحجّة » آورده است ، مطابقت ندارد . پ ) مسئلهء سوم كه در تفسير طبرى جلب توجه مىكند و شايستهء بحث و بررسى است ، پرداختن به مباحث دقيق لغوى زبان عرب و صرف و نحو آن مىباشد . كار طبرى در اين زمينه نيز با اهميّت و شكوهمند است ، زيرا خواننده با رموز و ظرايف لغوى ، و نكته‌بينيها و نكته‌سنجيهاى دقيق ادب عربى روبرو مىشود كه دستيابى بر آنها در نوشته‌هاى ديگران متعذّر يا متعسّر است . مباحث فوق را به اختصار در سه بخش مورد بررسى قرار مىدهيم و نمونه‌هايى نيز ارائه مىشود : بخش اوّل . قدرت و تسلّط طبرى در زبان و لغت عرب . طبرى در اين زمينه طبيب زبردستى است كه به رموز و راز ملك بدن محيط است و آشنا به مصير هر نبض و نواى هر ضربان ، و سليمان ملك لغت است و آگاه به بيان و زبان هر كلمه و دانا به اسرار آن . ژرف‌نگريهايش خواننده را به تعجب مىاندازد و پژوهنده را به تحسين . از جملهء موارد اين قدرت و تسلط در زبان عرب ، طبرى در ذيل آيهء
« وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ، وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ ، وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً »
62 ،
« لَيُبَدِّلَنَّهُمْ »
را به معنى تغيير حالت آنان از خوف و وحشت به امن و آرامش تفسير مىكند . آن‌گاه با استفاده از وسعت اطلاع خود به فرق دقيق « تبديل » و « ابدال » مىپردازد و يادآور مىشود كه عربها عبارت « قد بدّل فلان » را براى تغيير در حالت نه در شخص به كار مىگيرند ، بدين معنى كه به جاى شخص مذكور ديگرى نيامده بلكه حالت وى تغيير يافته است . امّا هرگاه بخواهند نشان دهند كه تغيير در عين شخص صورت گرفته و به جاى آن ديگرى نشسته است از عبارت « أبدلته » استفاده مىكنند ، چنان كه گويند : « أبدل هذا الثوب » هرگاه به جاى آن ديگرى نشانند . 63 باز در زمينهء بيان رموز زبان و لغت عرب ، مىتوان به سؤال و جوابى كه طبرى در ذيل آيات
« وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ ، الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَيْهِ راجِعُونَ »
64 مطرح مىكند اشاره كرد . او در پاسخ اين سؤال : كه چگونه ممكن است كسانى كه خداوند آنان را به خشوع وصف مىكند در لقاى وى شك نمايند و حال آنكه شك به كفر مىانجامد ، متذكر مىشود كه عربها گاهى هم