تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
دادن به افعال و اعمالى بازگردد كه از آن ذكرى به ميان نيامده است . شيوهء معمول قرآن در ساير موارد نيز همين است كه وعد وعيد پايانى آيات در ارتباط با سرآغاز آنها آمده است . ديگر دليل در جهت تضعيف قرائت دوم و ترجيح و تأييد قرائت نخست ، آيهء
« إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ ، وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ »
41 است كه مشابه آيهء مورد بحث است . چنانچه قرائت تشديد ذال و ضمّ حرف مضارع در آيهء پيش موجّه و درست بود ، قرائت « لمكذبون » در آيهء دوم هم مورد توجه قرار مىگرفت ؛ در حالى اجماع مسلمانان بر آن است كه صواب در سورهء منافقين
« لَكاذِبُونَ »
مىباشد . 42 3 . سومين معيار ، هماهنگى با قواعد و شيوهء معروف زبان عرب است . از جملهء تمسك به اين معيار سخن طبرى در موارد زير است : او در ذيل آيهء
« وَ ما كانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَنْ قالُوا : رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فِي أَمْرِنا ، وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ »
43 آورده است كه قرائت برگزيده در « ما كان قولهم » نصب است نه رفع ، بدان سبب كه مجموعهء « أن » وصله‌اش هميشه معرفه است . و از اين روى صلاحيّت بهترى براى اسم « كان » دارد تا ديگر اسمهايى كه بارى معرفه و ديگر بار نكرده‌اند . 44 ديگر مورد ، طبرى ذيل آيهء
« وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعامِ لَعِبْرَةً نُسْقِيكُمْ مِمَّا فِي بُطُونِهِ »
45 متذكر مىشود كه در قرائت
« نُسْقِيكُمْ »
اختلاف وجود دارد ، گروهى آن را با ضمّ نون به معنى نوشانيدن دايم تلفظ كرده‌اند ، و ديگر گروه آن را با فتح حرف مضارع خوانده‌اند . 46 طبرى آن‌گاه دربارهء اين دو قرائت اظهارنظر مىكند و صحبت هر دوى آنها را مورد تأييد قرار مىدهد ، ولى به قرائت اوّل بيشتر علاقه نشان مىدهد بدان سبب كه استعمال غالب نزد عربها در شرب دائم ، واژهء « أسقى » است نه « سقى » و مشروب ساختن خداوند انسان را از بطون انعام هم جنبهء دائمى دارد نه موقّت . 47 4 . چهارمين معيار ، هماهنگى قرائت با تفسير اهل تأويل است . طبرى در جهت استفاده از اين معيار ، ذيل آيهء
« فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ »
48 يادآور مىشود كه برخى كلمات را مرفوع و آدم را منصوب خوانده‌اند ، بدين معنى كه كلمات آدم را پذيرفته و گرفته است . اين قرائت اگرچه از نظر شيوهء بيان عرب اشكالى ندارد - زيرا هر آنچه