جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ »
باشد . 36
طبرى پس از بيان اختلاف قاريان ، به نقد قرائت آنها مىپردازد و قرائت كسر همزه را به علّت اجماع قاريان بر صحت آن ترجيح مىدهد ، و قرائت فتح همزه را ضعيف مىداند و آن را ناقض اجماع به حساب نمىآورد . نص طبرى در اين مورد چنين است :
و الصّواب من القراءة عندنا ما عليه قرأة الأمصار ، و ذلك كسر الف « إنّ » على الابتداء ، لإجماع الحجّة من القرأة على صحة ذلك . و ما اجتمعت عليه فحجة ، و ما انفرد به المنفرد عنها فرأى ، و لا يعترض بالرأى على الحجة . 37
2 . معيار دوّم ، هماهنگى قرائت با سياق آيه و ديگر موارد مشابه است . از جملهء به كارگيرى اين معيار در جرح و تعديل قرائت ، سخن طبرى در ذيل آيهء
« وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ »
38 است . وى در اين مورد متذكر مىشود كه قاريان در قرائت
« يَكْذِبُونَ »
با هم اختلاف كردهاند :
برخى آن را با فتح حرف مضارع و تخفيف ذال قرائت كردهاند ، و گروهى ديگر با تشديد ذال و ضم ياء مضارع خواندهاند . اين گروه چنين استدلال نمودهاند كه عذاب اليم بر تكذيب رسول خدا ( ص ) مترتب مىشود ، زيرا كذب بدون تكذيب گاهى منتهى به عذاب خفيف هم نمىشود تا چه رسد به عذاب سخت . 39
آنگاه طبرى در نقد اين قرائتها و اورى در بين آنها قرائت گروه دوم را به جهات زير تضعيف مىكند :
يكى اينكه قرائت تشديد ذال و ضمّ ياء با سياق آيه و شيوهء معمول قرآن هماهنگى ندارد ، زيرا خداوند از منافقينى خبر مىدهد كه به دروغ مدّعى ايمان بودند ، و از سر نيرنگ چيزى را بر زبان مىآوردند كه در دل نداشتند :
« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ، يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ ما يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ ، فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ »
40 اين منافقين در سخنان خود دروغ مىگفتند ، چون شك و ريب قلبى آنان در مورد خدا و رسولش ماندگار بود .
بنابراين ، اقتضاى حكمت الهى آن است كه وعيد و تهديد خداوند متوجه اعمال و حركاتى شود كه از آنان سر زده و در ابتداى خبر بدان اشارت رفته ، نه اينكه تهديد و بيم