تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
و ديگر گروه گفته‌اند : اختلاف در غفران و رحمت مراد است . 13 سپس طبرى به نقد و داورى مىپردازد و با استفاده از معيار مذكور و حفظ ارتباط بين اوّل و آخر آيات ، يادآور مىشود كه نزديكترين سخن به صواب « اختلاف در كيش و دين » است . زيرا پايانى آيات يعنى
« وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ . . . »
دليل روشنى است بر اينكه اختلافى كه در آيهء پيشين بدان اشارت رفته ، ناپسند و مذموم و مستوجب دوزخ است ؛ و چنانچه اختلاف در رزق و روزى و مال و ثروت مورد نظر ، پايانى آيات غير از عقاب و عذاب مختلفين بود . 14 2 . دومين معيار طبرى در نقد و داورى بين اقوال مختلف در تفسير آيات « اجماع علما و اهل تأويل يا اكثريت آنها » است . او در بسيارى از موارد از اين معيار بهره مىگيرد و تأويلهايى را كه در جهت هماهنگى با اجماع اهل تأويل نيست ، بشدت مردود مىداند . طبرى در ذيل آيهء
« وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً »
15 متذكر مىشود كه اهل تأويل در بيان مراد از تشابه و معنى
« مُتَشابِهاً »
نظرهاى متفاوتى ابراز داشته‌اند : برخى مورد تشابه را در برگزيدگى بدون نقص دانسته‌اند ، و برخى اين تشابه را در ظاهر رنگ مىدانند ، و دستهء ديگر مورد تشابه را در رنگ و طعم ملحوظ مىدارند ؛ و گروهى هم اين تشابه را به تشابه بين ميوه‌هاى بهشت و دنيا در رنگ با اختلاف در طعم ، تفسير مىكنند ؛ و ديگر گروه تشابه ميوه‌هاى بهشت و دوزخ را به تشابه در اسم آنها نسبت مىدهند . 16 آن‌گاه طبرى پس از ترجيح نظر كسانى كه تشابه را به تشابه ميوه‌هاى بهشت و دنيا در رنگ توأم با اختلاف طعم تفسير مىكنند ، يادآور مىشود كه برخى از « اهل عربيّت » 17 برآنند كه معنى آيهء مورد نظر تشابه در « فضل » و برترى است . سپس طبرى با تكيه بر معيار « اجماع علماى تأويل » اين نظر را شديدا رد مىكند و چنين مىگويد : « و ليس هذا نستجيز التشاغل بالدّلالة على فساده ، لخروجه عن قول جميع علماء اهل التأويل . و حسب قول - بخروجه عن قول جميع أهل العلم - دلالة على خطئه » . 18 با وجود پافشارى طبرى بر ردّ نظر به اصطلاح خودش « اهل عربيّت » نگارنده معتقد است كه مىتوان اين نظر را با رأى نخستين گروه اهل تأويل پيوند داد ، مگر اينكه « فضل » در بيان طبرى به معنى چيزى ديگر غير از مزيّت و برترى باشد كه بعيد