تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
استوارتر مىنهد . طبرى در اين نقد و داورى بين تأويلهاى مختلف از معيارهاى گوناگونى بهره مىگيرد كه در ذيل به موارد و نمونه‌هايى از آنها اشارت مىرود : 1 . سياق آيات و پيوستگى آنها . طبرى در ذيل آيهء
« كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً »
9 چنين مىآورد : اهل تأول و تفسير در معنى و مراد از « هذا الذى رزقنا من قبل » اختلاف كرده‌اند : برخى گفته‌اند يعنى در دنيا پيش از بهشت . برخى ديگر گفته‌اند : يعنى در خود بهشت قبلا از آن متنعم بوده‌اند . زيرا ميوه‌هاى بهشت به علت مشابهت زياد در رنگ و طعم ، و به جهت آن‌كه هرگاه يكى از آنها چيده شود ديگرى چون اوّلى به جايش مىرويد ، تشخيص آنها از يكديگر دشوار باشد . و ديگر گروه گفته‌اند : خوردنيهاى بهشت اگرچه در رنگ با هم يكسان باشند ولى در طعم و مزه با هم مختلف‌اند ، از اين روى بهشتيان هر بار كه با برخى از خوردنيهاى متشابه در ظاهر روبرو مىشوند پندارند قبلا در بهشت از آنها متنعم شده‌اند . 10 آن‌گاه طبرى در پايان اين تأويلهاى مختلف ، با استفاده از معيار فوق به تأييد و تضعيف آنها برمىخيزد و يادآور مىشود كه ظاهر و سياق آيه نظر گروه اول را - يعنى پيش از بهشت در دنيا - تأييد مىكند . زيرا عبارت
« كُلَّما رُزِقُوا مِنْها »
تعميم زمانى را مىرساند و اختصاص به زمان و وقت خاصى ندارد و گفتار بهشتيان را به هنگام بهره‌ورى از نخستين رزق در بهشت نيز دربرمىگيرد ، و ترديدى نيست كه بهشتيان در اين مرحله نسبت به خوردنيهاى بهشت تجربه و سابقهء ذهنى ندارند ، و بر زبان آوردن عبارت
« هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ »
به معنى قبليّت در بهشت دور از واقع و حقيقت مىنمايد . 11 باز در ذيل آيهء
« وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ . »
12 يادآور مىشود كه اهل تأويل در تفسير و بيان مراد از
« لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ »
اختلاف كرده‌اند . برخى گفته‌اند مراد اختلاف در كيش و دين است چون يهوديّت و مسيحيّت و مجوسيّت و غير اينها . و برخى ديگر گفته‌اند مراد اختلاف در رزق و بهره‌ورى آن است كه يكى فقير است و آن ديگرى غنى .
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 231 | جمعى از نويسندگان