آن را سرقت كرده است .
ولى اين حديث مردود است . زيرا بر خلاف آيهء
« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ »
است . بنابراين شيطان كه غير مطهّر است قدرت ندارد كه به قرآن نزديك شود .
ديگر اينكه قرآن محفوظ است
( بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ )
56 به طورى كه كافى است چيزى از آن به سرقت برود ، آن هم آيهاى كه موقع تلاوت آن شناخته مىشود . اگر اين كار ممكن بود چرا از اول سورهء فاتحه به سرقت رفته و در بقيهء سورهها سرقت نشده است .
اعتقاد به قرآنيت بسم اللّه ، عقيدهء قرّاء مكه و كوفه است . اما شافعى گفته است فقط در فاتحة الكتاب آيهء قرآن است ، و در ساير سورهها ترديد كرده است .
گروه ديگر عقيده ندارند كه جزء قرآن باشد و مىگويند آيه نيست ، نه از فاتحه و نه غير فاتحه ، و گفتهاند اينكه در آغاز قرآن است يا براى تبرك است ، يا براى اينست كه سورهها را از هم جدا كند .
از صحابه روايت شده كه ما پايان سوره را نمىدانستيم تا اينكه بسم اللّه نازل شد .
اين روايت را ابو داود روايت كرده است .
مكى بن ابى طالب عقيده دارد كه ترتيب آيات و سورهها و گذاشتن بسم اللّه در اوايل سورهها از پيغمبر صلوات اللّه عليه است و چون مأمور نبود كه در آغاز سورهء برائت بياورد ، آن را بدون بسم اللّه قرار داد .
عقيده به قرآنى نبودن بسم اللّه از قرّاء مدينه و بصره و شام و فقها آنجاست ، همچنين نظر ابو حنيفه و اصحاب وى و مالك و اصحاب اوست .
بسم اللّه را بايد به جهر يا اخفات خواند ، يا حذف كرد ؟
شيعهء اماميه « بسم اللّه الرحمن الرحيم » را بدون اختلافنظر ، در نمازها به جهر مىخوانند ، چون آن را يكى از آيات قرآنى مىدانند و مىگويند يكى از هفت آيهء سورهء حمد است ، كه نام ديگرش « سبع المثانى » است ، و همان لفظ هفت « سبع » بهترين گواه است .
اگر ما سورهء اقرأ ( شش آيهء آغاز آن ) را نخستين سورهء قرآنى بدانيم ، با تحقيق ما كه