تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
3 . فقط آيه‌اى از فاتحة الكتاب است ، لاغير . 4 . قسمتى از آيهء اول سورهء فاتحه است . 5 . آيهء خاصى است براى بيان سوره‌ها به عنوان تيمن ، و فاصلهء بين سوره‌ها » . 54 سپس مىگويد : « ابن عباس و عبد اللّه بن مبارك و اهل مكه مانند ابن كثير و اهل كوفه همچون عاصم و كسائى و غيرهما غير از حمزه ( از قرّاء ) و غالب اصحاب شافعى و اماميه ، قول دوم را انتخاب كرده‌اند ( كه غير از سورهء برائت جزء همهء سوره‌هاست ) . بعضى از علماى شافعى ، و حمزه منسوب به احمد حنبل قول سوم را پذيرفته‌اند ( كه فقط جزء فاتحة الكتاب است لاغير ) . اهل مدينه و از جمله مالك و اهل شام كه روزاعى از آنهاست و اهل بصره مانند ابو عمرو و يعقوب ، قول پنجم را برگزيده‌اند . مشهور مذهب ما ( شافعى ) نيز همين است . » 55 دكتر ابراهيم بسيونى معاصر در كتاب البسمله مىنويسد : « مىبينيم كه بسم اللّه در آغاز هر سوره‌اى غير از سورهء برائت است و در نظر بعضى ( از علماى عامه ) وجود آن در آغاز سوره‌ها براى اثبات قرآنى بودن آن كافى است ، بخصوص اگر در اوايل سوره‌هايى غير از فاتحه باشد كه به طور قطع كافى است . آنها كه مىگويند يكى از آيات قرآنى است ، استدلال به حديث ابو هريره مىكنند كه گفت : وقتى الحمد مىخوانيد ، بسم اللّه الرحمن الرحيم بگوييد كه مادر قرآن و مادر كتاب و سبع المثانى است . » ابن خزيمه از ام سلمه روايت مىكند كه گفت : پيغمبر بسم اللّه را در آغاز سورهء حمد در نماز و غير نماز به عنوان يك آيهء قرآنى مىخواند . بعضى از علما براى قرآنى بودن آن استدلال نموده‌اند كه اگر پيشينيان آن را جزء قرآن نمىدانستند ، آن را در آغاز قرآن نمىآوردند ، همان‌طور كه « آمين » را در آخر حمد قرار نداده‌اند . سندهاى ضعيفى هم هست كه اين بحث را دامنه‌دارتر مىسازد ، از جمله اين‌كه دار قطفى از عبد اللّه عمر روايت مىكند كه گفت : پيغمبر فرمود : وقتى جبرئيل براى من وحى مىآورد ، نخستين چيزى كه به من القا مىنمود بسم اللّه الرحمن الرحيم بود . ابو عبيده گفته است : در حديثى كه سند آن را از حفظ ندارم از عبد اللّه بن عباس روايت شده است كه گفت : بسم اللّه الرحمن الرحيم آيه‌اى از كتاب خداست كه شيطان
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 202 | جمعى از نويسندگان