تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢

انعكاس احاديث آغاز وحى و بعثت پيامبر ( ص ) در انديشه‌هاى خود و بيگانه

اكنون ببينيم انتشار اين‌گونه احاديث در منابع اسلامى اعم از كتب حديث و تاريخ و تفسير ، و بخصوص تاريخ و تفسير ابو جعفر محمد بن جرير طبرى ، چه انعكاسى در انديشه‌هاى خودى و بيگانه داشته است و آنان چه برداشتهايى از آنها كرده‌اند و چگونه به انحراف كشيده شده‌اند . از انديشمندان خودى فقط چهار نفر را نام مىبريم و گفتار آنها را بعنوان مشت نمونهء خروار مىآوريم ، و اينان : 1 . مطهر بن طاهر مقدسى ( م . 507 ق ) در كتاب البدء و التاريخ ، آنجا كه از مبعث و نزول وحى سخن مىگويد ، از مورخان و محدثان نقل مىكند كه : « در آغاز كار پيغمبر ( ص ) خوابهايى مىديد و صداهايى مىشنيد كه تخيّلاتى براى او پيش مىآورد و بر اثر آن به وحشت مىافتاد » . سپس حديث عايشه ( نخستين حديث تاريخ طبرى ) را به مثابه معتبرترين اسناد نقل مىكند و احاديثى ديگر كه قبلا مسطور گشت . 2 . يكى از علماى معاصر و مقيم تهران 26 كتابى كه سلسله دروس ايشان بوده است ، در 755 صفحه به نام « افق وحى » تأليف و منتشر نموده و « حادثهء وحى » را « ام الحوادث » ناميده و مىنويسند : « احاديث آن طبق اصول حديث خاصه و عامه » است ، و احاديث آن را به ترتيب از سيرهء ابن هشام ، طبقات ابن سعد ، مسند احمد حنبل ، صحيح بخارى و ساير صحاح ، و مخصوصا تاريخ طبرى ، جمعا نه حديث را آورده و در آغاز كتاب تحت عنوان مسئلهء مشكلهء وحى نوشته‌اند : « در اين دروس مسئلهء وحى را كه عقدهء همهء عقول و عقيدهء جميع اهل ايمان و اعتقاد همهء فحول و ذوى العقول است » از مصادر شيعه و سنى آورده كه : « اهلبيت داناترند ، و اهل مكه داناترند به كوهها و پيچ و خم كوههاى مكه » . در اين‌كه مسئلهء وحى عقدهء همه عقول و ذوى العقول بوده است ، شكى نيست ، ولى سخن در اين است كه در اين كتاب و نظر ايشان ، مسئلهء وحى به هيچ وجه حل نشده ، و ايشان نيز همان احاديث مربوطه در كتب عامه را كه از آنها به خاصه هم رسيده است ،
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 182 | جمعى از نويسندگان