آورده و بدون نقد و نقض ، آنها را مورد بحث و بررسى و توجيهات غير قابل قبول قرار دادهاند . زيرا بر اثر حسنظن به گذشتگان و اينكه در سيرهء ابن هشام و طبقات ابن سعد ، و مخصوصا تاريخ طبرى ، يا همانها در مجمع البيان طبرسى ، و روض الجنان ابو الفتوح رازى و غيره نقل شده ، اجازهء نقد و تخطئهء آنها را به خود ندادهاند . مرحوم كمرهاى « ما اقرأ » را مانند بسيارى ديگر نافيه گرفته و ترجمه مىكنند كه : « يعنى من قرائت نمىكنم ، يعنى نمىدانم . باز گفت « ما اقرأ » يعنى من قرائت نمىدانم . »
3 . دكتر على شريعتى جامعهشناس و اسلامشناس مشهور ، كه در سالهاى پيش از پيروزى انقلاب اسلامى موجى جديد در افكار جوانان انقلابى پديد آورد و با تحليل احاديث اسلامى و وقايع تاريخى ، طرفدارانى فراوان يافت و آثار او به زبانهاى عربى و خارجى هم چاپ و در سطح وسيعى از جهان منتشر شده است ، در اين باره مىنويسد :
« اولين پيامى كه بر مردى وارد شد تا به جامعهاى ابلاغ شود ، « بشنو » نيست ، « بخوان » است ، كه اگر اسمع بود پيامبر امى آسوده بود . مىگفت : مىشنوم . اما اقرأ است . پيامى است به صورت سروش كه شنيدنى باشد ، بل آياتى است بر حرير نوشته ( ؟ ) كه در برابر چشمانش گرفته مىشود و مىگويد : بخوان ! مىگويد : نمىتوانم بخوانم . گلويش را آنقدر مىفشارد كه احساس مرگ مىكند و رهايش مىكند ، و مىگويد : بخوان ! باز مىگويد نمىتوانم . دوباره فشار و احساس مرگ و فرمان بخوان ، تا در سومين بار توان خواندن مىيابد و مىخواند ! ! » 27
4 . پرفسور خورشيد احمد استاد دانشگاه لاهور پاكستان در كتاب اسلام و غرب مىنويسد : « دكتر بوكت در كتاب « مقايسهء اديان » دربارهء وحى و طريق نزول آن بر پيغمبر مىگويد : « اگر اين داستان را جعل و تصنع ، يعنى ساختگى ندانيم ، مىتوانيم حدس بزنيم كه ناشى از اضطراب و هيجان و تشنجات عصبى و وحشتى است كه براى اشخاص عصبى روى مىدهد . » 28
: * : * : * جان ديون پورت ، نويسندهء منصف انگليسى كه سخت از شخصيت پيغمبر اسلام دفاع كرده است ، راجع به لحظهء نزول وحى بر پيغمبر مىنويسد : « تحقيق دربارهء خصوصيات واقعى ادوار جذبهء محمد ، و ابراز نظر قاطع در اينكه آيا رؤيا بوده است ،
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 183
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٨٣