تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
هجرت متولد شده و در موقع بعثت پيغمبر متولد نشده بود ، تا چه رسد كه موضوع را گواه باشد . خديجه را هم نديده است كه از وى نقل كند . مضمون حديث كذب آن را ثابت مىكند . چون باز سخن از بيم و هراس پيغمبر از ابتلا به جنون و دلدارى خديجه و رفتن نزد ورقه و ترديد ورقه از اين‌كه اگر پيغمبر راست بگويد ، پيغمبر است و گرنه ، نه ! 2 . ابو ميسره در حديث دوم ، نامش عمرو بن شرحبيل است و به گفتهء ابن حجر در 63 ق درگذشته و مسلما در موقع نزول وحى كسى نبوده تا شاهد واقعه باشد . بريده ، يعنى بريدة بن الحصيب اسلمى نيز به گفتهء ابن حجر در 63 ق از دنيا رفته و او نيز حكم ابو ميسره را دارد ، بنابراين حديث مرسل است . باز پناه بردن پيغمبر به خديجه و ترس از اين‌كه خللى در عقلش ( نعوذ باللّه ) راه يافته باشد . 3 . عكرمة بن عبد اللّه بربرى غلام عبد اللّه بن عباس بوده و به گفتهء ابن حجر در 107 ق يا بعد از آن وفات يافته و از تابعين يعنى شاگردان صحابه به شمار مىرود . در اين حديث به جاى كوه حرا يا دامنهء آن يا ميان راه ، واقعه در شهر مكه و ميان كوه اجياد و صفا اتفاق افتاده است . فرار از ديدن جبرئيل و پناه بردن پيغمبر خدا به خديجه همسرش و بيم از آن‌كه مبادا ساحر و جادوگر شده باشد ( به جاى پيغمبرى ! ! ! ) و دلدارى خديجه كه نه ، اين حرفها را نزن ! تازگى دارد . باز هم حديث مرسل است و استنادى به پيغمبر ندارد . 4 . در ميان 14 حديث مشهور آغاز وحى ، اين حديث از عالمى شيعى است ، ولى حديث مرسل است ، ( و روى ) . بخوان ، و نمىتوانم بخوانم ، تا سه بار و بار چهارم ( كه البته بدون گرفتن و فشار دادن است ) خواند كه اقرأ باسم ربك ، و آوردن پارچهء ديبا ، و نوشته براى كسى كه درس نخوانده و مىگويد نمىتوانم بخوانم ، و آوردن تخت و تاج كه خواسته‌اند داستان را به طرز پادشاهان ايران بسازند ، و نشستن پيغمبر به روى تخت ، اينها قابل بحث ، و بر خلاف ظواهر امر نبوت خاتم انبياست . ولى قسمتهاى بعدى حديث معقول و متناسب با حال و وضع پيغمبر با خديجه قبل از بعثت مىباشد . گويا اين قسمت حديث با صدر آن به هم مخلوط شده است ، و در هر صورت ، حديث مرسل است و قابل استناد نيست .