تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
كاشف از تفكر عميق يا عشق‌هايى ناشى از تحريكات روحى يا جسمى امرى مشكل است . » 29 : * : * : * جرجى زيدان نويسندهء مسيحى عرب در تاريخ تمدن اسلام با عنوان « دعوت اسلامى » مىنويسد : « خديجه ، عموزاده‌اى به نام ورقة بن نوفل داشت . ورقه كتابهاى بسيار خوانده و با يهود و نصارا معاشرت داشت و مردم مكه او را به دانشمندى شناخته ، در علوم دين و غيب‌گويى ممتاز و برجسته مىدانستند . خديجه نزد ورقه رفت و آنچه را كه از پيغمبر شنيده بود به وى بازگو كرد . پيغمبر با اطمينان خاطر ( ! ) به مكّه بازگشت ! » 30 مونتگمرى وات اسلام‌شناس معاصر انگليسى در كتاب « محمد ، پيامبر و سياستمدار » مىنويسد : « براى فردى كه در قرن هفتم ( ميلادى ) در شهر دورافتاده‌اى مانند مكه زندگى مىكرد ، پيدا شدن اين ايمان كه از جانب خدا به پيامبرى مبعوث شده است ، شگفت‌انگيز است ( ؟ ! ) پس جاى تعجب نيست اگر مىشنويم كه محمد را ترس و شبهه فراگرفت ( ! ) . . . ترس ديگر او ، ترس از جنون بود . زيرا عرب در آن زمان معتقد بودند كه اين‌گونه اشخاص در تصرف ارواح يا جن هستند . عده‌اى از مردم مكه الهامات محمد را اين‌گونه تعبير مىكردند و خود او نيز گاهى دچار اين ترديد مىشد كه آيا حق با مردم است يا خير ! . . . مىگويند كه روزهاى نخست و دريافت نخستين وحى ، زن او خديجه و پسر عم زنش ورقه ، او را تشويق كردند به اين‌كه قبول كند كه به پيامبرى برگزيده شده است ( ! ) . . . با اين همه ، شهادت يك مسيحى به اين‌كه طرز نزول وحى براى محمد ، شباهت كامل به طرز نزول وحى براى موسى دارد ، محمد را در عقيدهء خود تقويت كرده است . » ! 31 « از كتابهاى اروپايى كه با تكيه به روايات جعلى نخستين وحى ، در اين مورد سخن گفته‌اند ، مىتوان كتاب اسلام و عرب نوشتهء پرفسور روم لاندو ، خاورشناس انگليسى ، و كتاب تاريخ ملل و دول اسلامى نوشتهء پرفسور كارل بروكلمان استاد زبانهاى سامى در دانشگاه برسل و استاد علوم شرقى دانشگاه هاله را نام برد . استفاده از چنين رواياتى منحصر به خاورشناسان انگليسى ، ( وات و ديگران )