نيست . ديگران در گذشته و حال نيز بر اين راه رفتهاند و چنان كه در گذشته مشاهده شده ، اينان به طور معمول در جستجوى نقاط ضعفى در اسلام و پيامبر و ساير مقدسات اسلام هستند و متأسفانه آرزوى خويش را در پارهاى از روايات مكتب خلفا مىيابند ، و البته بدون هيچ ترديدى به اينگونه كتب كه در رأس آنها تاريخ طبرى و سيرهء ابن هشام و صحيح بخارى است ، استناد مىكنند . » 32
لابد مىگوييد آرى ما از روى همين روايات شما دربارهء آغاز وحى و بعثت پيغمبرتان قضاوت مىكنيم ، كه مىگويم آرى ، به شما چندان ايرادى نيست ، زيرا شما بيگانهايد و مأخذتان هم تاريخ و تفسير طبرى و سيرهء ابن هشام و طبقات ابن سعد و صحيح بخارى و غيره بوده است ، ولى آيا شما به منابع و مآخذ شيعهء اماميه هم سر زدهايد ؟
ايراد عمدهاى كه به شما خارجيها وارد است ، همين است كه پنداشتهايد اسلام يعنى اهل تسنن !
هر چند گفتيم كه متأسفانه بيشتر روايات آغاز وحى از منابع اهل تسنن با همان اسناد به منابع شيعه هم سرايت كرده است ، ولى باز مراجعه به برخى از منابع شيعه ، قضيه را چنان روشن مىكند كه جاى ايرادى نمىماند ، ولو باز هم واقعهء مهم بعثت پيامبر در هالهاى از ابهام قرار دارد و مسلّم است كه ايادى نفوذى يهود و نصارا و مسلماننماهاى بىتقوا و دروغگو و قصهپردازان حرفهاى در آن دستكارى كرده و عمده روايات آن را كه مبدأ ظهور اسلام آخرين دين الهى بوده است ، مورد دستبرد و تحريف قرار دادهاند .
واقعيت آغاز وحى و بعثت پيامبر ( ص ) در منابع شيعهء اماميه
با اينكه احاديث گذشتهء منقول از منابع عامه كم و بيش هم در منابع شيعهء اماميه مانند تفسير ابو الفتوح رازى و تفسير مجمع البيان طبرسى و ساير تفاسير و كتب حديث شيعه هم راه يافته و همان ايرادها را دارد ، با اين حال در خلال كتب حديث و تفسير ما احاديث و اظهارنظرهايى از دانشمندان ما هست كه محذورات گذشتهء احاديث نقل شده از طبرى و غيره را بر طرف مىكند .
به طورى كه اشاره نموديم ، ترديد نيست كه بدخواهان اسلام از روز نخست