كوه به زير اندازد ! ولى چون جبرئيل را ديده و گفته است تو پيغمبر خدايى و من هم جبرئيلام ، آرام گرفته است . ولى اين اشكال پيش مىآيد كه ممكن است اين وضع دلهرهء پيغمبر مدتها طول كشيده باشد ، و منحصر به اين مورد نبوده است .
3 . باز هم تختنشينى جبرئيل ، يعنى آمدن وى با تشريفاتى دربارى و طاغوتى .
4 . نيز بيم و هراس پيغمبر پس از ديدن مجدد جبرئيل در بار سوم و تب كردن حضرت و پناه بردن به خديجه !
5 . يا ايها المدثر و يا ايها المزمل به صورت عادى بوده چنان كه در پايان بحث اشاره خواهيم كرد .
حديث دهم در تفسير طبرى ، به نقل بلعمى
تفسير طبرى به سال 1373 ه / 1954 م در 30 جلد بزرگ رحلى در مصر براى دومين بار چاپ و منتشر شده است . ما از اين چاپ سخن مىگوئيم .
طبرى در تفسير سورهء علق يا اقرأ ، نخست حديث عروة بن زبير از عايشه را به تفصيل نقل مىكند ، سپس حديث عبد اللّه بن شداد ، و پس از آن حديث عبيد بن عمير كه اولين سورهء نازلهء اقرأ بود ، و از آن پس حديث ابو موسى اشعرى و عطاء بن يسار و مجاهد را نيز كه اولين سوره اقرأ بود ، مىآورد ، همين . و در حقيقت چيز مهمى در تفسير اقرأ ندارد .
بلعمى در ترجمهء تفسير طبرى ، از چند حديث طبرى در تفسير سورهء اقرأ گزيدهاى را آورده است كه گفتيم همان نيز به فرانسه ترجمه شده ، و در اختيار غربيان قرار گرفته است . براى رعايت اختصار همان را بعنوان حديث دهم طبرى مىآوريم ، تا خود نماينده و دورنماى بقيهء مطالب باشد و بدانيم نتيجهگيريهاى غلط مغرضان و بىطرفان بيگانه هم از كجا سرچشمه گرفته است :
« ترجمهء سورهء اقرأ - و اين سوره به مكه فرود آمده است ، و اول سورتى كه از آسمان آمد اين سوره آمد
و اندر آن وقت كه جبرئيل عليه السّلام هر زمانى خويشتن را به پيغامبر عليه السّلام نمودى و آنگه ناپديد شدى و با او هيچ سخن نگفتى . و پيغمبر عليه السّلام از اين جهت نخست اندوهگين بودى .