تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣

نقد حديث

1 . هشام بن محمد بن سائب كلبى مورخ مشهور است ( م . 204 ق ) ، و حديث مرسل است . 2 . بايد ديد جبرئيل نخستين بار در هر دو شب شنبه و يكشنبه بر پيغمبر وارد شد ؟ 3 . در همهء روايات مىگويد اول آيات سوره اقرأ در بار اول به حضرت تعليم داده شد و در اين حديث بار دوم است . 4 . تعليم وضو و نماز مطابق بيشتر احاديث پس از بار اول و آغاز وحى و بعثت بوده ، و در اين حديث قبل و در همان بار اول است و در حقيقت مخالف مشهور است .

حديث هشتم

طبرى به سند خود از عمر بن عروة بن زبير نقل مىكند كه گفت : شنيدم عروة بن زبير ( پدر راوى ) از ابوذر غفارى روايت مىنمود كه : « گفتم : يا رسول اللّه ! چگونه نخستين بار دانستى كه پيغمبر هستى ، و يقين به آن پيدا كردى ؟ پيغمبر فرمود : اى ابوذر ! دو فرشته در حالىكه من در يكى از نقاط زمين هموار مكه بودم ، به سوى من آمدند . يكى از آنها به زمين آمد و ديگرى در بين آسمان و زمين بود . يكى از آن دو فرشته به ديگرى گفت : اين همانست ؟ فرشتهء ديگر گفت : آرى اين همانست . گفت : او را با يك مرد و زن كن ! مرا با يك مرد و زن كردند ، رجحان پيدا كردم . گفت : او را با ده مرد و زن كن . مرا با ده مرد و زن كردند ، بر آنها رجحان يافتم . سپس گفت : با يكصد مرد و زن كن ، مرا با يكصد مرد و زن كردند ، بر آنها رجحان پيدا كردم . آنگاه گفت : او را با هزار مرد و زن كن . با هزار مرد و زن كردند ، بر همگى رجحان پيدا كردم . پيوسته مرا با تراز وزن مىكردند و فزونى مىيافتم ، تااين‌كه يكى از آنها به ديگر گفت : اگر او را با امتش وزن مىكردى ، بر تمامى آنها رجحان پيدا مىكرد . در اينجا يكى از آن دو فرشته گفت شكمش را بشكاف ، شكمم را شكافتند ، گفت : دلش را بيرون بياور ، يا اين‌كه گفت : دلش را بشكاف و طعمهء شيطان و خون بسته را از