تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
داشت تا حدى بر طرف شد . » 12

نقد حديث

1 . عبيد بن عمير بن قتادهء ليثى در زمان پيغمبر متولد شده و داستان‌سراى اهل مكه و قصه‌گوى آنها بوده و پيش از عبد اللّه عمر از دنيا رفته است . 13 عبد اللّه عمر هم اندكى بعد از بعثت متولد شده و در سال 73 ه - درگذشته است . 14 بنابراين اگر عبيد در زمان بعثت هم متولد شده باشد ، كودكى بيش نبوده است . آيا در ميان آن همه رجال صدر اول اسلام كسى نبوده كه از ماجراى بعثت پيغمبر خبر دهد تا عبد اللّه زبير متوسل به داستان‌سراى مكه و قصه‌گوى آنها نشود ؟ ! 2 . حديث مرسل است ، و مثلا نمىگويد از پيغمبر شنيدم ، كه گفتيم عبيد چنين لياقتى هم نداشته است . پس از درجهء اعتبار ساقط است ، آن هم از كسى مانند عبيد قصه‌گو ! 3 . در اين قصه ، عبيد مىگويد : پيغمبر خانواده خود را همراه برد ، و در پارچه‌اى از ديبا خوابيده بود كه نوشته‌اى در آن بوده است ، يعنى چه ؟ بردن خانواده به حرا چرا ؟ بنا بود پيغمبر تنها باشد و مشغول عبادت شود و از خلق فاصله بگيرد ! نوشته چه بوده ؟ آيا جبرئيل خواست پيغمبر از روى آن نوشته كه در پارچه بوده بخواند ؟ ! 4 . از كوه حرا تا مكهء آن زمان حدود 5 كيلومتر راه بوده ، رفتن از كوه حرا تا مكه و برگشتن از آنجا پس از جستجوى پيغمبر و نيافتن او حداقل 5 ساعت وقت داشته ، آيا در اين مدت پيغمبر همچنان در سر جاى خود ايستاده و مات و مبهوت بوده است ؟ 5 . باز فشار جبرئيل تا جايى كه پيغمبر وحشت مىكند و تسليم مىشود و از ترس مىخواند ! 6 . معلوم مىشود اين بگومگوها در خواب بوده ، و حال كه پيغمبر بيدار شده آنچه را در خواب خوانده بود در دلش نقش بسته است . درست بر خلاف ساير روايات كه مىگويند جبرئيل در بيدارى بر پيغمبر نازل شد و صحبتى از نوشته نبوده است . 7 . مگر قريش شاعر را با آن همه احترامى كه براى شعرا قايل بودند ، همرديف ديوانگان مىدانسته است ؟ چرا پيغمبر اين همه از شعرا نفرت داشته باشد ، مگر خودش