متولد شده و به سال 81 ق يا بعد از آن در كوفه به قتل رسيده است . 11 عليهذا او ديرتر از عايشه تولد يافته ، پس او چه اطلاعى از آغاز وحى و نزول جبرئيل داشته است ؟ حديث او نيز مرسل است و مورد اعتماد نمىباشد .
2 . همان ايرادى كه به حديث عايشه داشتيم در اينجا نيز وارد است . به اين معنى كه تكليف كسى كه خواندن و نوشتن را نياموخته ، به خواندن ، كارى نامعقول و غير معمول است ، تا چه رسد به امر خدا و به وسيلهء جبرئيل امين .
اين « بخوان » جبرئيل و « چه بخوانم » پيغمبر اگر منظور خواندن طومارى و نوشتهاى بوده ، كه در حديث نيست ، و اگر تكرار جملههايى بوده كه جبرئيل مىگفته است ، كه هنوز چيزى نگفته بود ، و چنانچه منظور تكرار اقرأ باسم ربك الذى خلق تا ما لم يعلم يعنى پنج آيهء كوتاه بوده است ، كه كارى نداشته ، آن هم براى مردى خردمند همچون محمد بن عبد اللّه ( ص ) در سن چهل سالگى . در حقيقت بچهء خردسال هم مىتوانسته آنها را تكرار كند تا چه رسد به بزرگمردى چون او .
3 . چرا بايد پيغمبر اندوهگين شود ؟ لابد از اينكه مكتب نرفته و درس نخوانده است ، كه گفتيم معلوم نيست منظور چه بوده ، و در اين صورت ايراد بر جبرئيل وارد است ، كه با اين تكليف مالايطاق باعث غم و اندوه محمد بن عبد اللّه ( ص ) شده است .
4 . پناه بردن پيغمبر به خديجه و رفتن خديجه به نزد ورقه و خبر دادن ورقه به كسى كه بايد خبرهاى غيبى را او به مردم بدهد ، همان ايرادى را دارد كه مرحوم شرف الدين يادآور شده است .
5 . انقطاع وحى و نزول سورهء والضحى ، مطابق نقل اكثر احاديث ، مربوط به ايراد مشركين مكه و طعنهء آنها به پيغمبر بوده است ، نه گفتار حضرت خديجه با آن عقل و فهم و درايت .
حديث سوم
به سند خود از عبد اللّه بن زبير به عبيد بن عمير بن قتادهء ليثى گفت : اى عبيد ! بما بگو كه آغاز وحى رسيدن به پيغمبر و آمدن جبرئيل چگونه بوده است ؟ عبيد گفت : پيغمبر هر ساله يك ماه در « حرا » بسر مىبرد . اين عادت نيكى بود كه قريش در جاهليت معمول