حديث هم مرسل و بدون سند است ! به دليل اينكه عايشه در اين حديث از امورى خبر مىدهد كه چند سال قبل از ولادت او روى داده است . زيرا عايشه حداقل چهار سال بعد از بعثت متولد شده است . بنابراين عايشه چه خبرى از آغاز وحى داشت ، و او كجا هنگام نزول وحى در غار حرا در كنار پيغمبر بود ؟ اگر بگويند امكان دارد عايشه ، حديث خود را به خود پيغمبر مستند كند ، يا از كسى شنيده باشد كه در آغاز وحى شاهد بوده است ، مىگوييم مانعى ندارد ، ولى اين حديث نمىتواند به اين صورت درست باشد و قابل اعتماد نيست . زيرا چنان كه اشاره كرديم حديث « مرسل » است ، يعنى بدون سند مىباشد . شخصى كه احتمالا عايشه از او روايت كرده است هم شناخته نشده ، و عدالت وى براى ما محرز نيست . » 9
نقد حديث از ديد ما
گذشته از نقد مرحوم شرف الدين عاملى ، حديث نخست طبرى ايرادهاى ديگرى هم دارد كه ذيلا به آنها اشاره مىكنيم . اين حديث قبل از طبرى در سيرهء ابن هشام ( م . 218 ق ) و صحيح بخارى ( م . 256 ق ) و صحيح مسلم نيشابورى ( 261 ) ، و صحيح ترمذى ( 279 ) ، و صحيح نسايى ( م . 303 ق ) هم آمده است ، ولى طبرى آن را با سند خود روايت كرده است ، و اينك موارد ايراد ما :
1 . حديث سقطها و كمبودهايى در متن دارد كه ما در ميان دو ابرو آوردهايم ، به عبارت ديگر حديث تا حدى نامفهوم است .
2 . ما به غار حرا سر زدهايم . آنجا جايى نيست كه بتوان در آن به سر برد . حتى جا براى خوابيدن و استراحت يك نفر ندارد ، و فقط مىتوان در آن نشست و دراز كشيد . از اين گذشته اصولا چرا بايد پيغمبرى كه مىخواهد دنياى خوابآلود را تكان دهد كارش را از غار آغاز كند ؟ 2
تعبير غار حرا فقط در حديث عايشه آمده است . در ساير احاديث نخستين حرا دارد كه مىتوان گفت پيغمبر نيز مانند عبد المطلب در دامنهء كوه حرا چادر مىزده و در آنجا به عبادت مىپرداخته ، آن هم چند روزى ، نه يك ماه .
3 . خدا كه مىداند پيغمبر مكتب نرفته و درس نخوانده ، اين چه تكليفى است كه