تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
جبرئيل به او مىكند ؟ آيا از نظر علمى و عقلى فشار دادن كسى ، باعث مىشود كه او قدرت خواندن و نوشتن پيدا كند ؟ ! با اين‌كه مرحوم شرف الدين حديث را از درجهء اعتبار انداخته است ، ولى حل مطلب كه ماجراى واقعى بعثت چه بوده و جبرئيل چگونه نازل شد و معنى اقرأ چيست ، ناگفته مانده است ، كه به حمد اللّه ما آن را حل كرده‌ايم و در پايان بحث اشاره به آن خواهيم كرد .

حديث دوم

به سند خود از عبد اللّه بن شداد كه وى گفت : « جبرئيل آمد به نزد محمد و گفت : اى محمد ! بخوان ! پيغمبر با اندوه گفت : چه بخوانم ؟ جبرئيل گفت : اى محمد بخوان ! پيغمبر با اندوه گفت : چه بخوانم ؟ جبرئيل ( سومين بار ) گفت : اى محمد ! بخوان ! پيغمبر گفت : آخر چه بخوانم ؟ ! جبرئيل گفت :
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ، خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ ، اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ ، الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ، عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ
. پيغمبر آمد نزد خديجه و گفت : اى خديجه گمان مىكنم اتفاق سويى برايم روى داده ( جنون گرفته‌ام ) . خديجه گفت : نه به خدا چنين نيست . خدا تو را مبتلا به جنون نمىكند ، چون تو هرگز كار زشتى انجام نداده‌اى . خديجه آمد پيش ورقة بن نوفل و ماجرا را به او خبر داد . ورقه گفت : اگر راست بگويى ، همسرت پيغمبر است و از امتش سختيها خواهد ديد . اگر من آن زمان را درك كنم به او ايمان مىآورم . عبد اللّه بن شداد گفت : پس از آن مدتى جبرئيل بر پيغمبر نازل نشد . خديجه گفت : چنين مىبينم كه خدايت بر تو خشم كرده است . به دنبال آن سورهء والضحى نازل شد . » 10

نقد حديث

1 . عبد اللّه بن شداد ليثى به گفتهء ابن حجر عسقلانى در « تقريب » در زمان پيغمبر