اخيرا انتشار يافته است . همچنين به زبان تركى ترجمه و چاپ و منتشر شده و در 1867 تا 1874 ميلادى ، زوتنبرگ ترجمهء فارسى آن از سوى بلعمى را به فرانسه برگردانده و در چهار مجلد در پاريس چاپ شده است . همين چاپ فرانسوى آن است كه خاورشناسان را با طبرى و تاريخ او به منزلهء قديمترين و معتبرترين و مهمترين تاريخ مفصل اسلام ، آشنا ساخت و از روى آن به قضاوت پيرامون اسلام و پيغمبر و قرآن پرداخته و اظهارنظر كردهاند . از جمله احاديث آغاز وحى و بعثت پيامبر در تاريخ طبرى است كه هم اكنون درصدد تجزيه و تحليل و نقد و نقض آن هستيم .
تفسير طبرى به نام جامع البيان فى تفسير القرآن نيز در سال 1373 در 30 جلد چاپ و منتشر شده ، و ترجمهء فارسى آن توسط بلعمى كه باز تلخيصى از آنست در هفت مجلد به سال 1344 شمسى در تهران انتشار يافته است . خطيب بغدادى مىگويد : « طبرى حافظ كتاب اللّه و استاد قرائتها و بصير به معانى قرآنى بود . وقتى محمد بن اسحاق بن خزيمهء نيشابورى ( همعصر طبرى ) تفسير او را از آغاز تا انجام خواند ، گفت : « من در روى زمين داناتر از محمّد بن جرير سراغ ندارم » . و احمد بن ابى طاهر اسفراينى گفته است : اگر مردى به چين سفر كند كه تفسير محمد بن جرير طبرى را به دست آورد ، جاى دورى نرفته است . » 5
اينك ما احاديث آغاز وحى و بعثت پيامبر را از تاريخ طبرى و تفسير او كه جمعا ده حديث است ، مىآوريم و يكايك آنها را كه نمونهء بقيهء احاديث بعثت در منابع ديگر ، قبل و بعد از طبرى است ، مىآوريم و به بررسى و نقد آنها مىپردازيم .
احاديث آغاز وحى در تاريخ و تفسير طبرى
حديث اول
طبرى به سند خود از عروة بن زبير از ( خالهاش ) عايشه همسر پيغمبر ( ص ) روايت مىكند كه عايشه گفت : « نخستين بار كه به رسولخدا وحى شد ، رؤياى صادقه و مانند صبح صادق روشن بود . سپس پيغمبر ميل به گوشهگيرى پيدا كرد . به همين جهت به غار حرا مىرفت ، و شبهاى متعددى را در آنجا به عبادت مىپرداخت . آنگاه به خانوادهاش سر مىزد ، و براى مدتى ديگر زاد و توشه فراهم مىآورد ، تا اينكه به حق برخورد ( نمود ) و ( جبرئيل ) به نزد او آمد ، و گفت : اى محمد ! تو پيغمبر خدايى !