طبرى در ذيل آيهء
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
100 گذشته از مطالب تفسيرى چند مسألهء فقهى را مطرح نموده كه عصارهء آنها اينست :
1 - انفال گرچه به غنائم و به رهآورد سرايا و به آنچه بدون قتال از مشركين به مسلمين مىرسد و نيز به خمس تفسير شده است ليكن نظر طبرى اينست انفال آن اموال زائدى را گويند كه امام مسلمين به بعض لشكر يا همهء آنها مىدهد كه به حفظ نظام اسلامى راغبتر شوند ؛ و اين اموال گاهى با قهر و جنگ به دست مىآيد و گاهى بدون قهر و نبرد حاصل مىشود .
1 - و مهمترين دليل وى براى پذيرش اين رأى همانا تبيين لغوى كلمهء نفل است كه به معناى زائد است ، پس مقدار زائد بر سهميه سپاهيان را انفال مىنامند .
2 - دربارهء منسوخ بودن آيهء انفال و عدم منسوخيت آن ، كه بين مفسّران اختلاف است ، رأى طبرى آنست كه آيهء انفال با آيهء خمس منسوخ نشده است ، زيرا دليلى بر نسخ آن وجود ندارد و موضوع آن از موضوع خمس جداست ، لذا حكم آنها هم از يكديگر متمايز است ؛ و هيچ دليل قرآنى و روايى در بين نيست كه نسخ آن را اثبات كند .
3 - همهء انفال از آن رسول اكرم ( ص ) است و اختيار صرف آنها نيز بدست آن حضرت است . و ذكر كلمهء مباركهء اللّه براى بيان حكم فقهى نيست ، چنان كه در ذيل آيهء خمس به آن تصريح شده است بلكه براى تيّمن و تبرك است ؛ زيرا شكى نيست كه دنيا و آخرت مال خداست . در اينجا نظر طبرى مانند نظر سائر فقهاى اهل سنت است و آن اينكه ذكر نام خداوند فقط براى تبرّك است نه توزيع سهم .
4 - گرچه برخى برآنند كه حكم انفال خاص پيامبر ( ص ) است و بعد از ارتحال آن حضرت منتفى است و براى احدى نيست ولى رأى طبرى نيز آنست كه امامان امت اسلامى مىتوانند به پيامبر اكرم ( ص ) تأسّى نموده و در مورد صلاح مسلمين تنفيل نمايند . 101
فرع نهم : آنچه از روايات اماميه استفاده مىشود اينست كه آيهء
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
102 ،