تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
نكتهء قابل ذكر اينكه : 1 - روايات اهل بيت عصمت ( ع ) كه ، ادرى بما فى البيت ، هستند به منظور بيان كيفيّت وضو رسيده و آرنج را داخل در محدود دانسته و شستن آن را واجب مىداند . 2 - ظاهر استنباط طبرى آنست كه در اقلّ و اكثر ارتباطى قائل به برائت است نه احتياط . 3 - ظاهر آيهء وضو ، تحديد مغسول است نه غسل يعنى دست تا آرنج بايد شسته شود نه تحديد غسل به عبارتى شستن بايد تا آرنج باشد . بنابراين كيفيّت شستن در آيه بيان نشده و ظاهر آيه اين نيست كه دست را از پائين به بالا بشوئيد بلكه كيفيت آن به ارتكاز عرف ارجاع شده است كه ارتكاز بر شستن از بالا به پائين است و روايتهاى بيانيّهء وضو همين كيفيت عرفى را تأييد مىنمايد . 4 - شستن آرنج نزد طبرى مستحب است كه استحباب آن را از عموم يا اطلاق حديث امّتى الغرّ المحجّلون من آثار الوضوء . . . استفاده كرده است . 82 فرع سوم : گرچه دربارهء مسح سر عدّه‌اى برآنند كه مسح آن به مقدار كمتر از سه انگشت كافى نيست ، ليكن طبرى مسمّاى مسح را مجزى مىداند زيرا تحديدى از طرف شارع نشده است ؛ پس صرف صدق آن كافى است و دربارهء مسح صورت با خاك در تيمّم هر اندازه كه اجماع بر آنست مسح آن واجب است چون حجت قائم است و زائد بر آن لازم نيست زيرا ، عام در عموم خود حجت است ما دامى كه مخصّص نيامده است . از اينجا طرز تفكر اصولى طبرى روشن مىشود از قبيل : 1 - تمسّك به اجماع . 2 - تمسّك به عالم بعد از فحص از مخصّص . 3 - اجراء اصل برائت در اقل و اكثر ارتباطى و مانند آن . 83 فرع چهارم : دربارهء شستن يا مسح پا در وضو اختلاف است و منشاء آن اختلاف قرائت كلمهء و ارجلكم الى الكعبين است . گروهى از راويان آن را به نصب خواندند كه معطوف بر وجوهكم باشد و حكم آن مانند صورت و دست همانا شستن است نه مسح كشيدن و تقديم و تأخيرى در آيه راه مىيابد زيرا نتيجه اين خواهد شد :
. . . فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ
84 . و احاديث