كه وى خاتم الاولياء و خاتم الاوصياء و خاتم الائمّة ( ع ) است .
و همانطورى كه حضرت على بن ابيطالب ( ع ) در آغاز وحىيابى پيامبر اكرم ( ص ) از نور وحى و رسالت آگاه بود و كلام پيك الهى كه بر نبى اكرم ( ص ) نازل مىشد براى او معلوم بود در پايان عمر مبارك حضرت رسول ( ص ) كه فرشتگان نازل مىشدند تا جريان وصيّت را تسليم پيامبر ( ص ) كنند ، امير المؤمنين آگاه شد چه اينكه فرمود : . . .
اسمع الحديث و لا ارى شيئا 78 . . سپس نبى اكرم ( ص ) آنچه را از پيك وحى دريافت كرد به حضرت على ( ع ) اعطاء كرد و فرمود : . . . خذما آتاك اللّه بقوّة . . در هنگام ارتحال خود به امام و وصىّ بعد از خود آنچه را كه من به تو گفتم ، بگو . 79
فصل پنجم : معرفت مسائل فقهى در تفسير طبرى
بررسى دقيق مباحث فقهى را بايد از كتابهاى فنّ فقه يا آيات الاحكام انتظار داشت ، و نمىتوان دقائق آن را در فنّ تفسير جستجو كرد ، ليكن خطوط كلّى فقه در نظر يك فقيه را نمىتوان از مطالعهء نوشتار تفسيرى وى استنباط نمود . البته نظر نهائى را بايد از آخرين نوشتهء مؤلّف بدست آورد چنان كه در پيشگفتار اين گفتار گذشت . آنچه در اين فصل مىآيد نمادى كوتاه از طرز تفكر فقهى طبرى در تفسير اوست .
فرع يكم : صورتى كه شستن آن در وضو لازم است ، عبارتست از تمام مقدارى كه از رستنگاه موى سر تا چانه از لحاظ طول و تمام آنچه بين دو گوش قرار دارد [ به گمان طبرى ] از لحاظ عرض ، و شستن باطن دهن و بينى و چشم و نيز زير موهاى چانه و دو گونه لازم نيست ، زيرا دو چشم جزء صورت است و شستن آنها به اجماع علماء واجب است ولى شستن زير پلكها به اجماع آنها واجب نيست . و اين اتفاق در اثر آگاه نمودن پيامبر اكرم ( ص ) است كه امّت خود را بر آن واقف كرد ، و چون رساندن آب وضو به داخل دهن و بينى و به زير موهاى چانه و گونهها و آبخور مانند رساندن آب به زير پلكها دشوار است لذا شستن آنها در وضو واجب نيست ، براساس قياس اين امور ياد شده بر زير پلكها ، و اگر از برخى صحابه نقل شده كه باطن دهن و بينى و زير موهاى چانه و صورت را مىشستند براى وجوب شستن آنها نبود بلكه خواستند ايثار كرده و يكى از دو امر دشوار را برگزينند و اگر كسى خيال وجوب كند از منهاج فقهاء كه قياس است غفلت نموده است كه شئ محل اختلاف به