مىپندارند و آن را انتخابى مىدانند . نظر فرقهء ناجيهء اماميّه بر آنست كه امامت امر خداست نه امر خلق و آن را انتصابى مىداند نه انتخابى .
تذكّر مهم آنكه 1 - گرچه امامت معصومان ، انتصابى و موهبت خاص الهى بشمار مىآيد و خداوند جعل آن را به خود نسبت داده است ، ليكن رهبرى زمامداران ظالم را خداوند به عنوان كيفر تعذيبى به خود منسوب كرده است و چنين مىفرمايد :
وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ
74 ما فراعنه را امامانى قرار داديم كه مردم را به آتش دعوت مىكنند و در قيامت از نصرت برخوردار نخواهند بود ، گرچه در دنيا يكديگر را يارى مىدادند . 75 اين جعل امامت ظالمان همانند اضلال فاسقان فقط جنبهء كيفرى دارد . 2 - همانطورى كه خلافت هارون با نصب الهى بود نه انتخاب موسى كليم ( ع ) چه رسد به انتخاب مردم - زيرا خلافت و امامت امر خداست نه امر خلق - خلافت و امامت حضرت على بن ابيطالب چنان كه قبلا گفتم نيز انتصابى است نه انتخابى ؛ خواه انتخاب پيامبر ( ص ) و خواه انتخاب مردم ، و اين همتائى و همسانى را مىتوان از حديث منزلت كه به همين منظور صادر شده است استنباط نمود : انّما منزلة علىّ منّى بمنزلة هارون من موسى الّا انّه لا نبىّ بعدى .
ظاهر اين حديث معناى شركت امام معصوم ( ع ) در حقيقت وحى و قرآن منهاى نبوّت و وحى تشريعى را كاملا توجيه مىنمايد و اگر به اهل بيت عصمت ( ع ) گفته مىشود كه آنان شريك قرآنند براى اينست كه حقيقت آنها يك نور است و حضرت على ( ع ) نسبت به پيامبر ( ص ) به منزلهء هارون نسبت به موسى است و هارون شريك وحى موسى كليم بود ،
وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي
. 76 پس حضرت على ( ع ) شريك امر نبى اكرم ( ص ) است چنان كه خطبهء قاصعه آن را تأييد مىكند : ارى نور الوحى و الرّسالة و اشمّ ريح النّبوّة . . . 77 البته مقام منيع نبوت و حرم امن رسالت خاص نبى اكرم ( ص ) بوده و احدى در آن سهيم نبوده و نيست ، چه اينكه نصاب رسالت به پايان رسيده و هيچكسى بعد از ارتحال نبى اكرم ( ص ) به آن نخواهد رسيد ، ولى مقام ولايت كه از كمالات تكوينى روحى انسان كامل است و جزء منصبهاى تشريعى به شمار نمىرود همچنان به انتظار سالكان صالح بوده و هرگز منقطع نخواهد شد . آرى ، امامت تشريعى همچون نبوت و رسالت حدّ خاص داشته و بوجود مبارك حضرت مهدى موجود موعود ( ع ) ختم شده است