همانطورى كه از اسناد جعل امامت به خدا نشانهء انتصابى بودن مقام امامت استظهار مىشود ، از عرض حاجت حضرت خليل ( ع ) نيز معلوم مىگردد كه تعيين امام و بخشودن منصب امامت ، انتصابى است نه انتخابى و گرنه خود حضرت ابراهيم آن را براى همهء ذرّيه خود قرار مىداد ، چه اينكه از تعبير لاينال معلوم مىشود كه ، مقام امامت ، عهد الهى است نه عهد مردمى ، و اين عهد خدائى نصيب ظالم نخواهد شد . و مراد از كلمهء ظالم كسى است كه قبل از مقام امامت ستم كرده باشد و فعلا ظالم نباشد ، زيرا همانطورى كه سؤال حضرت خليل ( ع ) شامل ظالم بالفعل نمىشود جواب خدا نيز كسى را كه سابقهء ظلم داشته است و اكنون ظالم نيست از خلافت محروم مىداند .
وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدِينَ
64 يعنى پيامبران ابراهيمى بمانند اسحاق و يعقوب را كه همگان از صالحيناند امامان مردم قرار داديم كه به امر ما هدايت مىنمايند ، خواه امر ملكوتى كه از آيهء
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
65 و مانند آن استفاده مىشود ، خواه امر تشريعى و فرمان نشأه تكليف كه از سائر آيات رهبرى استنباط مىگردد ، و در اين آيه همانطورى كه فرستادن وحى فعل و ايحاء كارهاى خير به خداوند نسبت داده شده ، جعل امامت و رهبرى نيز به آن حضرت منسوب شده است .
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ
66 در اين آيه نيز خلافت تشريعى حضرت داود به خداوند استناد يافته و معلوم مىشود كه رهبرى آن پيامبر معصوم با نصب الهى بوده است .
وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا
67 يعنى برخى از بنى اسرائيل را كه شايستهء مقام رهبرى بودند به مقام امامت رسانده و آنان را امام مردم قرار داديم كه به فرمان ما مردم را هدايت مىكنند و سبب اين صلاحيت ، صبر و استقامت آنها در مسائل دينى بود زيرا صلاحيت درونى را فقط خداوند مىداند لذا نصب پيشوايان اصلى به عهدهء اوست
اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ
68 چه بسا افرادى كه به ظاهر صالحاند و به باطن طالح ،
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ
69
وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي
. 70 اگر تعيين خليفه و امام مخصوص خداوند نمىبود و ديگران هم مىتوانستند خليفه و امام تعيين نمايند ، حضرت موسى كليم ( ع ) نصب آن را از خداى سبحان مسألت نمىكرد و خداوند هم به عنوان اعلام اجابت خواستهء او نمىفرمود اين خواسته مرا همانند سائر حاجتهاى تو انجام دادم و