با اينكه افاضهء اين فيض به آنان مقدور خداوند بوده و مىباشد ، دليل روشنى است بر اينكه همهء اسباب هدايت را خداوند قادر برآن در اختيارشان نگذاشت تا آنها به وسيلهء اين اسباب خاص هدايت شوند . 43
در اينجا تذكر چند نكته سودمند است :
1 - خداوند بر اساس هدايت تشريعى ، خواهان هدايت همگان بوده است ؛ لذا عموم مردم را در طى اعصار و قرون تا قيامت راهنمائى نموده است و آياتى از قبيل
. . . هُدىً لِلنَّاسِ *
،
لِلْعالَمِينَ نَذِيراً
،
ذِكْرى لِلْبَشَرِ
و . . . دليل واضح هدايت عمومى خداست .
2 - هدايت تشريعى عالم برابر با حكمت و نيز مطابق با قاعدهء لطف است و هيچ استثنائى ندارد .
3 - خداوند داراى هدايت تكوينى خاص است كه آن را پاداش كسانى قرار مىدهد كه با هدايت تشريعى و حسن اختيار خويش مقدارى از راه را با جهاد و اجتهاد پيمودهاند و آياتى از قبيل ،
يَهْدِي مَنْ يَشاءُ *
،
إِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا
،
مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ
،
الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا
،
يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنابَ
و . . . سند آشكار اينگونه از هدايتهاى خاص است .
4 - اضلال خداوند فقط جنبهء كيفرى دارد و هرگز خداى سبحان كسى را به اضلال ابتدائى گمراه نكرده و نخواهد كرد و آياتى از قبيل
وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ
، ناظر به آنست .
5 - مضمون آيهء ياد شده يعنى
. . . وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدى . . .
و همچنين آيهء
وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ
44 آنست كه اگر خداوند بخواهد براساس قدرت مطلقهء خويش همگان را به پذيرش حق مجبور نمايد مىتواند و عموم مردم روى زمين در طول تاريخ مؤمن خواهند بود و هيچكس كافر نخواهد شد ، ليكن خداوند همه را در پذيرش دين آزاد آفريد تا در پرتو آزادى خويش به كمال مطلوب نائل آيند .
6 - ايمان براساس هراس و اجبار ، نشانهء كمال نيست و با هدف اصلى بعثت پيامبران كه شكوفا نمودن استعدادها در پرتو حسن انتخاب جوامع بشرى است سازگارى نمىباشد ، بنابراين اجبار مردم به ايمان آوردن صلاح جامعه نيست و اگر خداوند آن را