تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
طبرى در ذيل بخش اول سورهء
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ
داستان رفتن خديجه و همچنين بردن نبى اكرم ( ص ) نزد ورقه را نقل مىكند و احراز و اثبات اصل نبوت را با راهنمائى ورقه تثبيت مىكند آرى آنچنان نبوّتى كه با ترديد همراه باشد و در تشخيص آن با خديجه مشورت شود و با دست ورقة بن نوفل حلّ شود ، هم با انجام گناه مىسازد و هم با نفوذ ابليس جمع مىشود و هم با افسانهء غرانيق در مىسازد و . . .

فصل چهارم : معرفت امامت در تفسير طبرى

كامل‌ترين شناخت هر چيزى همانا معرفت همان چيز است به مقومّهاى وجودى او . اگر چيزى داراى علت وجودى باشد شناخت وى از راه علت وجوديش كامل‌ترين معرفتهاى ممكن دربارهء اوست ، و اگر داراى علت وجودى نباشد ، مهمترين راه شناخت وى همان معرفت نحوهء هستى خود اوست . بنابراين براى شناخت امام بايد اصل امامت را شناخت ، چه اينكه براى معرفت پيامبر بايد به اصل رسالت آگاه شد ، و براى شناخت خداوند لازم است معناى الوهيت به مقدار ميسور روشن شود ، چنان كه مرحوم كلينى از امام صادق ( ع ) چنين نقل كرده است : اعرفوا اللّه باللّه و الرّسول بالرّسالة و اولوا الامر بالمعروف و . . . و چون امامت‌شناسى فرع نبوت‌شناسى است و نبوت‌شناسى فرع خداشناسى است ، مبانى گوناگون در خداشناسى ، مايهء اختلاف مبنى در شناخت پيامبر شده ، و تعدّد مبانى در پيامبرشناسى سبب بروز اختلاف در امام‌شناسى نيز شده است . آنچه از طبرى در فصل خداشناسى آمده است زمينهء تفكر خاصّ وى را دربارهء پيامبرشناسى فراهم نموده چه اينكه پيامبرشناسى خاص وى زمينهء شناخت مخصوص او به امام را فراهم كرده است ، زيرا كسى كه عصمت پيامبر براى او حلّ نشده معصوم بودن جانشين وى را نخواهد پذيرفت ، چون نائب از منوب عنه افضل نيست . امامت از آن جهت كه همهء شئون نبوّت را داراست ( غير از وحى تشريعى ) همهء شرائط آن را داراست ، يعنى اگر عصمت از عصيان و مصونيّت از نسيان و سهو ، شرط رسالت و وصف لازم پيامبر است ، همين شرط ، شرط معتبر در امامت و وصف لازم امام هم خواهد بود ، و اگر افضليت از ديگران نيز صفت رسول خداست ، جانشين وى نيز بايد