بطور مستمر كه از تعبير مضارع استفاده مىشود ملكوت آسمانها و زمين را نشان حضرت ابراهيم ( ع ) مىداد ، كسى كه باطن عالم ملك و درون آن را مىبيند و اين ديدن با ارائهء الهى حاصل مىشود ، چگونه در ترديد بسر مىبرد و غير خدا را مىپرستد ؟ چه اينكه در پايان قصهء ديدن كواكب و احتجاج با قوم ، شاهد ديگرى وجود دارد كه گواه صادق توحيد ناب حضرت خليل ( ع ) است و آن شاهد عبارت از اينست :
وَ تِلْكَ حُجَّتُنا آتَيْناها إِبْراهِيمَ عَلى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ
. 33 زيرا مفاد اين آيه آنست كه احتجاج ياد شده [ كه افول ستارگان با ربوبيت آنها سازگار نيست و خداوند آنست كه محبوب دلها و مجذوب قلبها باشد و هيچكدام از اجرام سپهرى صالح محبوبيّت نبوده و لايق ربوبيّت نمىباشند ] از طرف خداوند به حضرت ابراهيم ( ع ) تعليم و الهام يا وحى شد ، از اين رهگذر كه قصّهء مشاهدهء كواكب ، محفوف به بيان عنايتهاى خاص الهى است [ خواه به صورت ارائهء مستمر ملكوت كه قبل از آن ياد شد ؛ و خواه به صورت اعطاء حجت و تعليم برهان كه بعد از آن ذكر شده است ] مىتوان استنباط كرد كه آن قصّه فقط جنبهء فرض و مانند آن را داراست نه آنكه جنبهء پذيرش و پرستش بتهاى آسمانى را داشته باشد .
نظر طبرى را پيرامون نبوّت عامّه و اينكه آيا انبياء معصوم هستند يا نه و اينكه صرف تكليف آنان به احكام و تحذير آنها از حرام و گناه و ترغيب آنان به حلال و ثواب مستلزم ارتكاب آنان نسبت به معاصى نخواهد بود ، مىتوان از متشابهاتى كه با نزاهت انبياء از ذنوب توافق صريح ندارد جستجو نمود . وى در ذيل آيهء :
وَ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ ، يا مُوسى لا تَخَفْ إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ إِلَّا مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ
34 ، چنين مىگويد : « . . . نزد من ( يعنى خداى سبحان ) پيامبرانى كه آنها را به نبوت اختصاص دادم نمىترسند مگر كسى از آنها كه ستم كرده و كارى را بطورى كه مأذون نبود انجام داده باشد . . . و آنچه ديگران در معناى آيه ياد شده گفتهاند ناصواب است و صواب همانست كه حسن بصرى و ابن جريح گفتهاند و آن اينكه : كلمهء ، الّا من ظلم ، استثناء صحيح از جملهء ، لايخاف لدّى المرسلون ، است و حسن بصرى معناى اين سخن خدا با موسى را چنين بيان كرد كه : « من تو را ترساندم چون تو آدم كشتى . » 35 زيرا مبناى اعتقاد طبرى در نبوّتشناسى آنست كه