را از ياد تو برد و سپس تو آن را به يادآورى برخيز و با آنها مجالست نكن . . . 38 با اينكه توجه به آيه ،
وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِها وَ يُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ ، إِنَّ اللَّهَ جامِعُ الْمُنافِقِينَ وَ الْكافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعاً
39 كاملا روشن مىكند كه نهى در آيهء قبلى ، ناظر به مردم است نه پيامبر اكرم ( ص ) زيرا در اين آيه آمده است كه قبلا بر شما نهى از حضور در مجلس استهزاء به آيات الهى نازل شده است در حالى كه در سراسر قرآن كريم هيچ آيهاى غير از آيهء قبلى در اين زمينه نازل نشده است ، لذا معلوم مىشود كه مراد از آيهء قبلى همان نهى مردم از شركت در محفل سخريّهء قرآن و دين است و اين مردم هستند كه ممكن است مورد نفوذ ابليس قرار گرفته و نهى را فراموش كنند نه پيامبر ( ص ) و بدين ترتيب طبرى اين دو آيه را هماهنگى نكرد تا روشن شود كه گرچه ظاهر خطاب آيهء اول متوجه پيامبر اكرم ( ص ) است ولى حقيقت آن متوجه امت است نه پيامبر گرامى ( ص ) .
اما نكته قابل تذكر اينكه همانطور كه علم حصولى بر دو قسم بديهى و نظرى است و هر نظرى به بديهى مستند است و همهء بديهىها به اوّلى بالذات كه همان اصل استحالهء تناقض است منتهى خواهد بود و اوليّت آن ايجاب مىكند كه استدلالپذير نباشد و شك در آن يا قطع به بطلان آن نشانهء صدق و حق بودن وى خواهد بود زيرا - شكّ - با ( لا شك ) جمع نمىشود چه اينكه قطع با عدم قطع جمع نمىگردد . علم شهودى نيز دو قسم است بيّن و مبيّن و هر كشف مبيّن به شهود بين مستند بوده و همهء شهودهاى بيّن به كشف بيّن بالذات كه همان وحى معصوم است منتهى خواهند بود ، و در كشف بيّن بالذات هيچگونه احتمال خلاف راه ندارد ، چنان كه در علم حصولى اوّلى بالذات نيز هيچ احتمال خلاف رخنه ندارد . لذا بسيارى از انبياء ( ع ) صريحا گفتهاند : انّى على بيّنه من ربّى . هنگام نزول وحى و نيل مقام منيع نبوت ، هيچ ترديدى براى وجود مبارك پيامبر اكرم ( ص ) متصور نبود تا براى رفع آن ، قصّه را با حضرت خديجه در ميان بگذارد ، و خديجه آن حضرت ( ص ) را به نزد ورقة بن نوفل ببرد يا گزارش حال آن وجود نورانى را به سمع ورقه برساند ، و با رهنمود ورقه ، نبى گرامى ( ص ) به مقام شامخ نبوت آگاه شده سپس به آن ايمان بياورد و به رسالت خويش تصديق كند تا لازمهء اين پندار منسوج و سست باشد و آن اينكه ، ثبوت اصل دين به ارشاد يك غير مسلمان حاصل گرديده . ليكن