كافران از آن محجوباند چنان كه خداوند فرمود :
كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ
. آنگاه دليل عقلى قائلان به امتناع رؤيت خدا را چنين نقض مىكند : همانطورى كه هر فاعل و مدبّرى يا مماسّ فعل و تدبير خود است يا از آن جداست ، ولى خداوند در حالى كه فاعل و مدبّر است ، نه با فعل خود تماسّ دارد و نه از آن متباين است ( زيرا اين امور از خواص اجسام است ) پس خداوند نمىشود كه مرئى باشد و در عين حال در احكام جسميّت با ساير مرئىها شريك نباشد .
و همچنين هر فاعل و مدبّرى داراى رنگ و مانند آن است در حالى كه خداوند با اينكه فاعل و مدبّر است هيچگونه رنگى ندارد . پس مىتوان دربارهء رؤيت وى نيز چنين گفت كه : مستلزم هيچيك از اوصاف مشترك بين مرئىها نيست كه همانند نداشته باشد .
سپس مىافزايد : منكران رؤيت خدا مسائلى دارند كه در آنها تلبيس راه يافته و مقصود ما كشف تمويههاى آنانست تا كسى كه در كتاب ما مىنگرد بداند كه آنها به چيزى غير از آنچه شيطان برايشان مشتبه كرده رجوع نمىكنند و در آراء خويش به آيهء قرآن يا حديث صحيح يا سقيم اصلا مراجعه نمىنمايند ، فهم فى الظلمات يخبطون و فى العمياء يتردّدون ، نعوذ باللّه من الحيرة و الظلمة . 10
همين معنا را كه امكان رؤيت خداوند در قيامت باشد در ذيل آيهء 23 سورهء القيامة ، مجددا بازگو كرده و چنين مىگويد : اولى القولين فى ذلك عندنا بالصواب انّ معنى ذلك ، تنظر الى خالقها و بذلك جاء الاثر عن رسول اللّه ( ص ) 11 چه اينكه در ذيل آيهء 143 از سورهء اعراف :
رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ . .
مطالبى دارد كه خلاصهء آنها اينست :
1 - منظور از نظر در اين آيه رؤيت بصرى است .
2 - رؤيت در دنيا براى كسى حاصل نمىشود مگر آنكه با مرگ وى همراه باشد .
3 - رؤيت بصرى در آخرت براى مؤمنان حاصل مىشود .
4 - توبهء حضرت موسى ( ع ) در اين بود كه خداوند در دنيا ديده نمىشود نه آنكه اصلا ديده نشود . 12
اكنون نقدى گذرا بر گوشهاى از آراء طبرى را ارائه مىدهيم :
1 - عقل كه هم ناطقى نيرومند است در معارف عقلى و هم مستمعى قوى در