هماهنگى در مقايسه با هم و كيفيت پيوند قرآن با حديث از نظر طبرى چگونه است . مفاد آشكار آيهء
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ
3 ، بيان برخى از اوصاف سلبى خداى سبحانست به اين معنا كه وى منزّه از رؤيت با چشم ظاهرى است خواه در دنيا و خواه در آخرت ، خواه در بيدارى و خواه در خواب . و لسان اين آيه از هرگونه تخصيص ، تقييد و مانند آن اباء داشته و همچنان به اتقان خود باقى است و جهت اين دو قضيه كه يكى سالبه و ديگرى موجبه است ضرورت ازلى است ، يعنى لا تدركه الابصار بالضرورة الازلية و هو يدرك الابصار بالضرورة الازلية .
طبرى در ذيل اين كريمه چند قول نقل مىكند :
1 - ادراك غير از رؤيت بصرى است چه اينكه در آيهء
إِذا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قالَ آمَنْتُ
4 ، ادراك هست ولى رؤيت نيست . و در آيهء
فَلَمَّا تَراءَا الْجَمْعانِ قالَ أَصْحابُ مُوسى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ
5 ، رؤيت بصرى هست و ادراك نيست زيرا خداوند وعده داد :
. . . لا تَخافُ دَرَكاً وَ لا تَخْشى
6 . و چون ادراك ، غير از ديدن با چشم است و آنچه در اين آيه نفى شده همانا ادراك است و نه رؤيت ، پس معناى آيه چنين است : « چشمها نمىتوانند خدا را ادراك ( يعنى احاطه ) نمايند » . و اين منافات ندارد كه بتوانند او را ببينند ؛ چه اينكه مؤمنان و نيز بهشتيان در قيامت او را با چشم مىبينند . و همانطورى كه اصل علم به خدا ممكن و احاطه به آن محال است ، اصل ديدن خدا ممكن و احاطهء بصرى به وى غير ممكن است . و خداوند در قرآن از رؤيت عدّهاى در قيامت خبر داد :
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
7 و پيامبر اكرم ( ص ) نيز از آن گزارش داد كه مؤمنان خداوند را در قيامت مىبينند همانطور كه ماه در شب بدر ديده مىشود و همچنانكه آفتاب را بدون ابر مىبينيد و چون كتاب خدا مصون از تعارض است بلكه بعضى آيات او بعضى ديگر را تصديق مىكند و هيچكدام از اين دو قول خداوند و پيامبر گرامى ( ص ) ناسخ يكديگر نيستند ، پس نتيجه جمع آيات و اخبار اين خواهد بود كه : گرچه خداوند در دنيا اصلا ديده نمىشود ولى در آخرت بدون احاطه ديده خواهد شد .
2 - ادراك در اين آيه به معناى رؤيت بصرى است و مفاد آن اينست : هرگز خداوند با چشم ديده نمىشود ، نه در دنيا و نه در آخرت و هر كس بگويد پيامبر اكرم ( ص ) پروردگار خود را ديده است همانا دروغ گفته است و كسى كه بگويد احدى