خداى خويش را ديد افترائى بس بزرگ به خداوند نسبت داده است كه ناديدنى را ديدنى معرّفى نمود ، و آنچه از آيهء
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
8 اراده شده است هرگز به معناى نظر بصرى نيست بلكه به معناى انتظار رحمت پروردگار است .
گروهى از قائلان به اين قول اخبار رؤيت خدا را مجعول دانسته و ديدن وى را عقلا محال دانستهاند زيرا رؤيت بصرى ، مستلزم تجسّم مرئى است چنان كه شنيدن با سمع ظاهر و بوئيدن با شامّهء بدنى مايهء جسميّت مسموع و مشموم خواهد بود .
3 - ادراك در اين آيه به معناى رؤيت بصرى است نه به معناى احاطه ، و چون در آيهء ديگر سخن از نظر به سوى خدا بميان آمده و نظر نيز به مرئى تعلق مىگيرد و نه نامرئى و از جهت ديگر هيچگونه ناسازگارى و تعارضى بين آيات قرآن وجود ندارد ، لذا بايد از اطلاق يا عموم آيهء نفى ادراك كه شامل دنيا و آخرت مىشود به توسط آيهء نظر به سوى خدا كه مخصوص قيامت است رفع يد كرد و گفت : خداوند در دنيا ديده نمىشود ولى در آخرت ديده خواهد شد .
4 - ادراك در اين آيه به معناى ديدن با چشم است ولى بايد از عموم آن صرفنظر كرد و گفت : منظور آنست كه فقط ظالمان هرگز خدا را نمىبينند چه در دنيا و چه در آخرت . امّا مؤمنان و اولياء الهى او را مىبينند .
5 - ادراك در اين آيه به معناى رؤيت بصرى است و عموم آن همچنان محفوظ است . يعنى هيچكس چه كافر چه مؤمن در هيچ نشأه ، چه دنيا چه آخرت خداوند را با چشم نمىبيند . ليكن خداى سبحان براى اولياى خود در قيامت حسّ ششمى خلق مىكند كه غير از حواس پنجگانهء آنهاست و ايشان با آن حسّ ششم خدا را مىبينند .
قائلان به اين قول چنين استدلال كردهاند : اگر خداوند در قيامت در اثر قوّت باصره قابل ديدن باشد در دنيا هم مرئى خواهد شد ولو بطور ضعيف زيرا حقيقت نيروى احساس در دنيا و آخرت طبق فرض يكى است و تفاوت اين دو عالم در قوت و ضعف آنست . پس اصل رؤيت بايد در دنيا و آخرت حاصل گردد و تفاوت آنها در شدت و ضعف باشد . 9
طبرى بعد از نقل اقوال ياد شده چنين مىگويد : نزد ما صواب همانست كه اخبار متظاهرهء پيامبر اكرم ( ص ) بر آن دلالت دارد كه : شما خداوند را در قيامت مىبينيد همانطورى كه ماه را در شب بدر و آفتاب بىابر را مىبينيد ، مؤمنان خدا را مىبينند و